( 303 ) - اين مطلب در كتاب « جدل » از منطق « شفاء » بحث شده است .
( 304 ) - ارسطو در انولوطيقا الاواخر ، مقالهى اول ، فصل 12 ، 77 ب ، 23 گفته است كه « اين گمان كه خطوط موازى همديگر را قطع مىكنند از جهتى يك مسالهى هندسى است و از جهت ديگر يك مسالهى غير هندسى است » . ابو على سينا در اين پاراگراف درصدد تبيين اين مساله است كه چگونه يك مساله مىتواند به دو علم تعلّق داشته باشد . خلاصهى بحث وى در اين بند اين است كه اصطلاح « مساله » دو اطلاق دارد : ( 1 ) مبادى خاص هر علم را ، اگر بديهى و اوّلى نباشند ، از آن جهت كه در آن علم سودمند هستند مىتوان مسائل آن علم ناميد و ( 2 ) مطالبى را كه در يك علم خاص اثبات مىشوند نيز مسائل آن علم مىنامند . بنابراين در معنى دوّم ، مطالب همان مسائلاند ، امّا در معنى اوّل مسائل از مطالب اعمّ هستند . به اين معنا مىتوان مسالهى هندسى را ، كه در هندسه اثبات مىشود و در علم مناظر به عنوان مبدأ پذيرفته مىشود ، عينا يك مسالهى مربوط به علم مناظر دانست .
( 305 ) - منظور همان فقره از انولوطيقا الاواخر ارسطو است كه در يادداشت قبل نقل شد .
( 306 ) - « كلّ » و « چهار » و « متفّق » از اصطلاحات علم موسيقى هستند :
محقّق طوسى مىنويسد : « هر دو نغمهاى كه از نظر سنگينى و تيزى مختلف باشد بعد ناميده مىشود ، و تفاوت بين نغمهها به وسيلهى تفاوت بين اعداد مورد قياس قرار مىگيرد . » [ ر ك : رسالهاى از خواجه نصير الدين طوسى در علم موسيقى ، دكتر داود اصفهانيان و دكتر ساسان سپنتا ، در نشريه دانشكدهى ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تبريز ، شمارهى 2 - 1 ، بهار و تابستان 1370 ، صص : 23 الى 42 . ]
تهيهكنندگان مقاله در شرح رسالهى مذكور مىنويسد ؛ ( ص : 35 ) : « فاصلهى بين دو « نوت » موسيقيائى را در قديم بعد مىگفتهاند كه از تركيب آنها « لحن » حاصل مىشده است . . . در قديم به جاى فواصل مطبوع و نامطبوع اصطلاح ملايم و متنافر يا اتفاق و تنافر به كار مىبردهاند . »
و در بيان معنى « الكل » و « بالاربعه - چهار » مىنويسند ؛ ( صص : 7 - 35 ) : « ذو الكلّ : اين اصطلاح كه در رسالهى خواجه نصير « الذّى بالكل » ذكر شده ، در موسيقى امروز ايران همان فاصلهى « هنگام درست » است كه فاصلهى اكتاو باشد در تقسيمبندى جديد موسيقى ايرانى ؛ ذو الاربع - اين همان فاصلهاى است كه در اصطلاح موسيقى امروز « چهارم درست » ناميده مىشود . به نظر مىرسد كه گامهاى موسيقى مردم آريايى بر ذو الاربع « تتراكورد » يا فاصلهى چهارم قرار داشته ، در گام دستگاه شور ( فروشو ) نيز اهميّت درجه چهارم بيش از درجه پنجم است ، غالبا در خاتمهى دستگاه شور نيز نوازندگان سنّتى با اشاره به درجه چهارم ( نوت ) به تكنيك يا درجه اول گام
aL
فرود مىآيند ، و اين همان فاصلهى « الذّى بالاربعة » است كه خواجه نصير الدّين ذكر مىكند . »
( 307 ) - اين همان فقرهى نقل شده از ارسطو در يادداشت شمارهى 304 است .
( 308 ) - مقايسه كنيد با : ارسطو ، انولوطيقا الاواخر ، 77 ب : 27 - 33 . منظور از مضاعف شدن حدّ اوسط ، كه ارسطو در همين فقره و ابو على سينا در اين پاراگراف آن را مطرح مىكند ، اين است كه در قياسهاى علوم رياضى به خاطر دقّتهاى فراوان موجود در آنها حدّ اوسط همواره عينا تكرار مىشود . ارسطو اعتقاد دارد كه در استدلالهاى رياضى هرگز به خاطر عدم رعايت تكرار واقعى حدّ اوسط مغالطه