ضرورتا برهان لم باشد ! و همينطور امكان دارد كه - كه معلول است - به عنوان حد اوسط در برهانى واقع شود و با اينحال آن برهان ضرورتا برهان لم باشد ! زيرا همانطور كه قبلا در تعريف « برهان لم » - رجوع كنيد به يادداشت شمارهى 66 ، بند 2 - گفته شد ، ملاك « لمّى » بودن يك برهان اين نيست كه حدّ اوسط علّت خود حدّ اكبر باشد ، بلكه ملاك اين است كه حدّ اوسط - هرچند معلول حدّ اكبر باشد - علّت ثبوت حدّ اكبر براى حدّ اصغر در نفس الامر باشد . امّا گاهى امكان دارد كه حدّ اوسط هم علت خود حدّ اكبر باشد و هم علّت ثبوت حدّ اكبر براى حد اصغر در نفس الامر ؛ با اينحال علّت بودن حدّ اوسط براى خود حدّ اكبر ربطى به « لمّى » بودن برهان ندارد . بنابراين نسبت بين حدّ اوسط و حدّ اكبر هرچه كه باشد - خواه حدّ اوسط معلول حدّ اكبر باشد ، و خواه حدّ اوسط علّت حدّ اكبر باشد - در « لمّى » بودن برهان دخالتى ندارد . پس بهطور كلّى ملاك « لمّى » بودن يك برهان فقط و فقط اين است كه : « حدّ اوسط علّت ثبوت حدّ اكبر براى حدّ اصفر - يعنى : نتيجه - در نفس الامر باشد . »
براساس اين مطالب فهم مثالى كه ابن سينا در متن براى مورد دوّم آورده است آسان مىشود : انسانيت زيد علّت حمل حيوانيت بر زيد است ، زيرا حيوانيت ابتدا بر انسان حمل مىشود و سپس از طريق انسان بر زيد حمل مىگردد . بنابراين برهانى كه حيوانيت زيد را از طريق انسانيت او اثبات مىكند ، يك « برهان لمّ » است - هرچند خود انسان كه در اين برهان حدّ اوسط قرار مىگيرد معلول حيوان ، كه در اين برهان حدّ اكبر است ، مىباشد زيرا حيوان جزء ماهيت انسان و روشن است كه جزء ماهيت علت ماهيت است .
مثال مذكور به صورت زير درمىآيد :
زيد انسان است / انسان حيوان است - زيد حيوان است .
محقّق طوسى - اساس الاقتباس ، صفحهى 363 - مىگويد : « و ببايد دانست كه وجود اكبر اصفر را ، غير نفس اكبر و اصفر بود ؛ پس علت او ، غير علّت هر يكى از اين دو حدّ باشد . و وضع علّت اوست تنها در اوسط كه مقتضى لميّت برهان بود نه وضع علّت نفس اكبر . » شخص ناشناسى در حاشيه ، اين عبارت محقّق طوسى را كه : « وضع علت اوست تنها در اوسط » به اين صورت تفسير كرده است كه : « يعنى علّت وجود اكبر اصفر را . » . براى بحثى مفصّل در اين خصوص - مهدى قوام صفرى ، مسائل فلسفهى اولى و برهان لم ، نشريهى دانشكدهى ادبيات و علوم انسانى ، دانشگاه تبريز ، 1369 شمارهى 3 - 2 ، صص :
95 - 80 .
ابن سينا در آخر اين پاراگراف اشكالى را مطرح مىكند ولى پاسخ نمىدهد و آن را به آينده موكول مىكند ؛ وى پاسخ اين اشكال را در فصل دهم از مقالهى اول مطرح كرده است . ( ر ك : يادداشت شمارهى 105 )
( 70 ) - ابن سينا در اين پاراگراف ، تا اينجا ، دو مطلب را مطرح كرده است : ( الف ) - اوّلا عليت حدّ اوسط نسبت به نتيجه ، در برهان لم ، بايد روشن و بيّن باشد و ( ب ) - ثانيا حدّ اوسط ، بايد در برهان لم ، علّت تامهى نتيجه باشد نه علت ناقصهى آن . بنا بر شرط ( ب ) اگر در برهانى حدّ اوسط علت ناقصهى نتيجه باشد ، آن برهان توليد يقين نمىكند ؛ و بنا بر شرط ( الف ) حتى در صورتى حدّ اوسط علت تامهى نتيجه باشد ولى ما از عليّت آن آگاه نباشيم ، آن برهان نسبت به ما - كه به عليّت حدّ اوسط نسبت به نتيجه علم نداريم - برهان لم نخواهد بود . - متن بند 77 پس از اين .
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 521
مساهمون: أبو علي سينا
ص٥٢١