تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
مطلب در اين پاراگراف اين است كه ما فقط مىتوانيم از قضاياى ضرورى در برهان استفاده كنيم . ارسطو در فصول 12 و 13 كتاب « عبارت » و در فصول 2 و 3 و 8 الى 22 مقاله‌ى اوّل از « تحليلات اولى » ( قياس ) درباره‌ى قضاياى موجهه و مختلطات اشكال چهارگانه‌ى قياس بحث مفصلى انجام داده است . وى در اول فصل 2 از مقاله‌ى اوّل كتاب « تحليلات اولى » درباره‌ى تقسيم قضايا از نظر جهت چنين مىنويسد : « و كل مقدّمة امّا ان تكون مطلقة و امّا اضطرارية و امّا ممكنة . » و بدين ترتيب قضايا را از نظر جهت به سه قسم تقسيم كرده است : ( 1 ) قضاياى مطلقه ، ( 2 ) قضاياى ضروريه ، و ( 3 ) قضاياى ممكنه . از كلمات ارسطو در اين مورد مىتوان به دست آورد كه به عقيده‌ى وى قضاياى مطلقه در مقابل و در عرض قضاياى ضروريه‌اند ؛ اگر چنين باشد ، در اين صورت نمىتوان از قضاياى مطلقه در « برهان » استفاده كرد . ( 61 ) - مفهوم يقينى النتيجه بودن برهان اين نيست كه خود برهان هم يقينى باشد ، زيرا چه‌بسا مىتوان از مقدمات كاذب به يك نتيجه‌ى صادق و يقينى نايل شد : مانند : صدر المتألهين انگليسى است / هر انگليسى آسيايى است - صدر المتألهين آسيايى است . كه در آن از دو مقدمه‌ى كاذب به نتيجه‌ى صادق و يقينى دست يافته‌ايم ، و اين در حالى است كه خود برهان هم درست
sscndnuos
است . بنابراين وصف « يقينى » را اگر به نتيجه نسبت دهيم الزاما اين وصف به مقدّمات سرايت نمىكند ، ولى اگر وصف « يقينى » را به مقدمات نسبت دهيم در اين صورت نتيجه قهرا بايد يقينى باشد ؛ زيرا شرط ضرورى استدلال درست اين است كه از مقدمات يقينى و صادق همواره نتيجه‌ى يقينى و صادق اخذ شود . ( 62 ) - ارسطو تعريف مذكور از « برهان » را در فصل 2 از مقاله‌ى اول « انولوطيقا الاواخر » آورده است ، به اين صورت : « و اعنى بالبرهان القياس المؤتلف اليقينى » ؛ و اين تعريف خود از « برهان » را در فصل 1 از مقاله‌ى اوّل كتاب « جدل - طوبيقا » تفسير كرده و روشن ساخته است كه وصف « يقينى » بر مقدّمات « برهان » ناظر است نه بر نتيجه‌ى « برهان » ؛ عبارت ارسطو در كتاب « جدل » چنين است : « فالبرهان هو القياس الذّى يكون من مقدّمات صادقة اوّليّة ، او من مقدّمات يكون مبدأ المعرفة بها قد حصل من مقدمات ما اوّليّة صادقة . » ترجمه : « برهان قياسى است كه از مقدمات صادق و اوّلى تشكيل مىشود ، يا از مقدّماتى تشكيل مىشود كه معرفت به آن‌ها از مقدمات اوّلى و صادق ناشى شده باشد . » بنابراين آن‌هايى كه درباره‌ى تعريف « برهان » از سوى ارسطو اختلاف كرده‌اند كه آيا « يقينى بودن » وصف مقدمات برهان است يا وصف نتيجه‌ى آن - و از جمله خود ابن سينا - از كلمات ارسطو در كتاب « جدل » درباره‌ى تعريف « برهان » - كه نقل كرديم - غفلت ورزيده‌اند ! زيرا همان‌طور كه ديديم ، ارسطو در كتاب « جدل » تصريح كرده است كه « يقينى بودن » وصف مقدمات « برهان » است نه وصف نتيجه‌ى « برهان » . بنابراين ، بر خلاف نظر ابن سينا ، در كلمات ارسطو درباره‌ى « برهان » و تعريف آن تحريفى صورت نگرفته است . و معنى اين سخن شيخ الرئيس كه مىگويد : « زيرا وقتى يقينى بودن وصف مقدمات باشد ، نشانگر حال