تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
خود برهان است و وقتى وصف نتيجه باشد ، حال برهان را در قياس با امرى غير آن نشان مىدهد . » اين است كه اگر يقين به محتواى نتيجه‌ى برهان از يقينى بودن مقدمات ناشى شود ، نشانگر اين است كه اين يقين محصول خود برهان است ، اما اگر يقين به محتواى برهان نتيجه‌ى برهان محصول مقدمات نباشد ( - مثال يادداشت قبل ) نشانگر اين است كه اين يقين ، نه از خود برهان ، بلكه از جاى ديگر نشأت گرفته است . در مثال يادداشت قبل ، يقين به محتواى نتيجه ، يعنى : يقينى به آسيايى بودن صدر المتألهين ، محصول صدق و يقينى بودن مقدمات نيست ، بلكه محصول علم ديگرى است . به همين خاطر بو على نوشت : « وقتى يقينى بودن . . . وصف نتيجه باشد ، حال برهان را در قياس با امرى غير آن [ استدلال و برهان ] نشان مىدهد . » ( 63 ) - سخن بر سر اين است كه استقراء تام قطعا توليد يقين مىكند ، و بنا بر همين خصلت جزو براهين محسوب مىشود زيرا استقراء تام در واقع به قياس مقسّم بازگشت مىكند . براى روشن شدن كيفيت بازگشت استقراء تام به قياس مقسّم مثال زير را در نظر بگيريد : ( اين مثال از منطق مظفّر اخذ شده است - بحث اقسام استقراء ، ص 0264 ) هر شكل يا كروى است يا داراى اضلاع / هر شكل ، اعم از كروى و داراى اضلاع ، متناهى است - پس هر شكل متناهى است . در اين قياس ، صغرى - هر شكل يا كروى است يا داراى اضلاع - نتيجه‌ى يك استقراء تام درباره‌ى اشكال هندسى است . بنابراين ابن سينا معتقد شد كه اين نوع استقراء هم در حكم و تعريف برهان داخل است . امّا استقراى ديگرى كه بو على آن را مشمول تعريف برهان نمىداند ، همان استقراء ناقص است ؛ زيرا به عقيده‌ى بو على و حتى خود ارسطو ، استقراء ناقص به خودى خود توليد يقين نمىكند ، چنانچه به زودى در متن كتاب اين مساله مورد بحث قرار خواهد گرفت . ( 64 ) - عده‌اى گمان كرده‌اند كه قياس اقترانى صرفا از قضاياى حملى تشكيل مىشود ، در حالىكه چنين نيست ؛ زيرا قياس اقترانى در مقابل قياس استثنايى است ، بنابراين امكان تشكيل قياس اقترانى از شرطيات وجود دارد . به عبارت ديگر ، تقسيم قياس به انواع آن از نمودار زير تبعيّت مىكند :
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 519 | أبو علي سينا / قوام صفرى