معلول با علت تبيين شود و در نتيجه بيان ، بيان دورى باشد . زيرا اگر خواستيم مىگوييم ماه منكسف است پس زمين بين آن و خورشيد قرار گرفته است ، و اگر خواستيم مىگوييم زمين بين ماه و خورشيد قرار گرفته است پس ماه منكسف است . همينطور مىگوييم : برگهاى اين درخت پهن است بنابراين زود خواهند ريخت ، و برگهاى اين درخت زود مىريزند بنابراين پهن هستند . و اين دور صريح است . پاسخ داده مىشود كه نه اين دو بيان ، بيان دورى است و نه وجه بيان در اين دو ، يكسان است .
( 800 ) أما أن البيان ليس فيهما دورا فذلك أنه لا يخلو إما أن يكون الأمران مجهولين فيكون ذلك هو الدور - و لا كلام لنا فى مثله . و إن سبق التوسّط إلى الذهن فعرف به حساب ثم أثبت بتوسيطه الكسوف ، لم يكن دورا إلا أن يحاول إثبات التوسط من الكسوف الذى ثبت من المتوسّط ، فإن الكسوف مجهول . و إن سبق الكسوف إلى الحس ثم أثبت بتوسيطه التوسط ، لم يكن دورا إلا أن يحاول نظير ما ذكرناه . و أما أن كان كسوف ما يدل على توسط ما ، و توسط آخر - لا ذلك بعينه - يدل على كسوف آخر - لا ذلك الأول بعينه - فليس هناك كما علمت دور . و إنما يكون البيان فى هذه الأشياء دورا إذا كان مثلا الكسوف مجهولا و يثبت بالتوسط : و هو مجهول إنما يثبت بالكسوف .
( 800 ) اما اينكه بيان ، بيان دورى نيست به اين خاطر است كه از دو حال خارج نيست يا هر دو امر مجهولاند كه در اين صورت بيان ، بيان دورى خواهد بود - و سخن ما در اين مورد نيست . ولى اگر قرار گرفتن زمين بين ماه و خورشيد به ذهن سبقت جويد و از اين راه معلوم گردد ، سپس از طريق آن ، كسوف ثابت شود ، اين بيان دور نخواهد بود مگر اينكه شخص بخواهد قرار گرفتن زمين بين ماه و خورشيد را از طريق اين كسوفى كه خود توسط قرار گرفتن زمين بين ماه و خورشيد اثبات شده است اثبات كند ، زيرا كسوف مجهول است . و اگر كسوف حس شود سپس توسط آن قرار گرفتن زمين بين ماه و خورشيد اثبات شود باز اين بيان دور نخواهد بود مگر اينكه شخص بخواهد چنان كند كه مذكور شد . و امّا اينكه يك كسوف به يك نوع قرار گرفتن زمين بين ماه و خورشيد دلالت كند ، و يك قرار گرفتن زمين بين ماه و خورشيد ديگر - نه اين قرار گرفتن - به كسوف ديگر دلالت كند - نه عينا به كسوف اوّل - همانطور كه مىدانى « دور » نيست . و بيان در صورتى در اين موارد « دور » است كه مثلا كسوف مجهول باشد و از طريق قرار گرفتن زمين بين ماه و خورشيد اثبات شود : و قرار گرفتن زمين بين ماه و خورشيد مجهول باشد و آنهم از طريق كسوف اثبات شود .
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 487
مساهمون: أبو علي سينا
ص٤٨٧