بوجه على مطالب كيف و كم و أين و غير ذلك فليفعل . فحينئذ يكون مطلبا « هل » و « لم » يطلبان التصديق ، و مطلبا « ما » و « أى » يطلبان التصور .
فصل پنجم در مطالب و امور مربوط به آنها و در اين فصل اصناف مبادى علوم و اصناف حدود وسط ذكر مىشود
( 45 ) مطالب ، به حسب نياز ما در اينجا ، به تقسيم اول به سه قسم ، و به تقسيم دوّم به شش قسم تقسيم مىشوند . امّا به تقسيم اول عبارتند از : مطلب « ما » ، مطلب « هل » و مطلب « لم » . مطلب « ما » بر دو قسم است : قسم اوّل آن است كه با آن معنى اسم پرسيده مىشود مانند :
خلأ چيست و عنقا چيست ؟ 40 و قسم دوّم آن است كه با آن از حقيقت ذات پرسيده مىشود مانند : حركت چيست ، مكان چيست ؟ و مطلب « هل » نيز بر دو قسم است : اول ، هل بسيط ، و آن عبارت از اين است كه از وجود شئ بهطور اطلاق پرسيده شود و دوّم ، هل مركّب ، و آن عبارت از اين پرسش است كه : آيا فلان چيز چنين و چنان است يا نه 41 ؛ و در اينجا وجود ، وجود رابطى است نه وجود محمولى . مانند : آيا انسان حيوان است ، يا حيوان نيست . مطلب « لم » نيز بر دو قسم است : زيرا سئوال « لم » يا به حسب قول و قضيه است كه از حدّ اوسط سئوال مىكند و آن علّت اعتقاد به قضيه و تصديق آن در قياسى است كه مطلوبى را نتيجه مىدهد . و يا [ سئوال ] به حسب نفس الامر است كه از علت وجود شئ چنانكه هست سئوال مىكند ، اعم از اينكه از اصل وجود يا از كيفيت وجود آن سئوال كند . امّا مطلباىّ و كيف و كمّ و مكان و زمان و غيره ، به نحوى به مطلب « هل » قابل بازگشت است . اگر كسى درصدد ازدياد مطالب باشد اشكال ندارد ؛ امّا در حقيقت مطالب علمى ذاتى ، همان [ مطالب ششگانه ] است . با اين حال مطلب « اىّ » از مطالب ديگر 42 بسيطتر است و از نظر دلالت بر مطلوب شديدتر است ؛ زيرا با مطلب « اىّ » از امتياز شئ با خواصّ خود پرسيده مىشود و امّا قلمرو مطالب ديگر از اين نظر وسيع و مجالشان عريض است . 43 اگر كسى بخواهد مطلب « اىّ » را به نحوى لحاظ كند كه بر مطالب كيف و كم و مكان و غيره مشتمل باشد اشكال ندارد . پس در اين صورت دو مطلب « هل » و « لم » تصديق ، و دو مطلب « اىّ » و « ما » تصوّر را مورد پرسش قرار خواهند داد . 44
( 46 ) فمطلب « ما » الذى بحسب الاسم متقدم على كل مطلب ؛ و أما مطلب « ما »