تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
از شناختن « هل » شىء ؛ اما شناختن « هل » شىء گاهى بالعرض براى ما حاصل مىشود و آن در صورتى است كه حد اوسط علت وجود نتيجه نباشد ، بلكه علت لزوم نتيجه باشد ، 604 يا عارض غريب لازم باشد ، 605 و گاهى شناختن « هل » شىء بالذات براى ما حاصل مىشود : و آن در جايى است كه ما شىء را از طريق قياسى كه حدّ اوسط آن سبب وجود نتيجه‌ى آن است شناخته باشيم ، 606 و اين طريق طريقى است كه ما را به معرفت حقيقى به « هل » مؤدى مىشود . و طريق اول البته در اكتساب ماهيت و اقتناص حدّ سودمند نيست . امّا در اين طريق آخر از آن‌جا كه در آن بر علت وجود شىء ، علتى كه براى شىء ذاتى است ، دلالت مىشود ، بعيد نيست آنچه وجود شىء را بر ما مىفهماند ، چيزى زايد از اصل وجود مطلق آن - كه عبارت است از وجود علت ذاتى - را به ما بفهماند : و آن چيز زايد يا حدّ شىء است ، و يا جزئى از حدّ شىء است ؛ در چنين موردى بعيد نيست كه با مراعات شرايط مذكور به حد شىء تنّبه پيدا كنيم . در چنين جايى همان‌طور كه علاوه بر آگاه كردن بر هليت ، اشاره به لميت هليه دارد ، به همين‌سان علاوه بر آگاه كردن به هليت ، اشاره به مائيت هليه هم دارد . و خصوصا بيان اين مطلب گذشت كه لميت هليه و مائيت هليه مشاركتى هم دارند . 607 مثال : هركس بر انكساف ماه برهان آورد و بگويد ماه گاهى روبروى خورشيد و پشت به سايه‌ى زمين قرار مىگيرد ، و هرگاه چنين شود ، ماه منكسف مىشود ، يا چيزى شبيه به اين مطلب بگويد ؛ با اين بيان كسوف ماه اثبات مىشود و هم‌چنين لم كسوف ماه نيز ثابت مىگردد . 608 هم‌چنين با اين بيان « ما » ى كسوف ماه - كه عبارت است از زوال نور ماه در اثر سايه‌ى زمين - نيز ثابت مىشود . و اين امر خصوصا زمانى صورت مىگيرد كه ما بيان را ادامه دهيم تا به علت قريب كه همان علت صورى كسوف بعد از علل فاعلى آن است نايل شويم . بنابراين هرگاه تمام اين اوساط همراه حدّ اكبر 609 جمع شوند حد تام حاصل مىشود . مانند اين مثال كه : ممكن است ماه آن‌چنان روبروى خورشيد واقع شود كه نور خورشيد بر قطر آن بتابد ، و هرآنچه چنين واقع شود زمين مىتواند مانع رسيدن نور خورشيد به آن شود ، و هر چيزى كه چنين باشد ، نور خود را بعد از اين‌كه نورانى بود از دست مىدهد و هرآنچه كه چنين باشد منكسف مىشود ، پس ماه منكسف مىشود . پس هرگاه اين اوساط اخذ شوند و از اقرب آن‌ها ابتدا كرده و به ماه منكسف - كه عبارت است از عدم نورانيت بعد از نورانيت - رسيدى و اين امور را به ترتيب بر عكس لحاظ كردى ، اين امور حد تام كسوف خواهند بود : و اين بدين خاطر است كه حد كسوف ماه عبارت است از اين‌كه ماه بعد از آن‌كه نورانى بوده است نور خود را به
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 427 | أبو علي سينا / قوام صفرى