و يخصّ باسم المقبولات .
( 37 ) امّا آنچه به طايفهاى مستند است ، مانند آنچه به امتّى خاص و به صاحبان پيشهاى خاصّ مستند است ، مشهورات محدود ناميده مىشود ؛ و آنچه به يك يا دو فرد مستند است ، يا چند فرد آن را مىپذيرند ، به اسم مقبولات خوانده مىشود .
( 38 ) و اعلم أن جميع الأوليات أيضا مشهورة و لا ينعكس ، كما أن جميع المصدّق بها متخيّل و محرّك للخيال و لا ينعكس .
( 38 ) بدان كه همهى اوّليات مشهور هم هستند ، اما عكس اين مطلب درست نيست ؛ 36 همانطور كه همهى امورى كه مورد تصديق واقع مىشوند متخيّل بوده و محرّك خيالاند ، اما باز عكس اين مطلب درست نيست .
( 39 ) و أما المصدق بها على سبيل تسليم غلط فهو أن يسلّم المسلّم شيئا على أنه أمر آخر لمشابهته إياه و مشاركته فى لفظ أو معنى على ما سنبين فى موضعه ، و هى المقدمات المشبهة ، كمن يقول « كل عين باصرة » و يكون ذلك مسلّما له من حيث يفهم منه أحد معانى الاسم المشترك ، و يأخذ بدله آخر فيحسبه أنه المسلّم ، أو يقصد به مغالطة حتى يقع فى أن يظن بنفسه أو يظن غيره أن الدينار يبصر . و كذلك من يسلم أن كل مسكر خمر و أخذ بدله ما يسكر بالقوة . و هذه هى المقدمات المشّبهة .
( 39 ) امّا آنچه بر سبيل پذيرش غلط مورد تصديق واقع مىشود عبارت از اين است كه شخص امرى را مىپذيرد و سپس آن را به خاطر مشابهت و مشاركت در لفظ يا در معنى با امر ديگرى خلط مىكند ؛ چنانچه در جاى خود بحث خواهد شد ؛ اينگونه تصديقات مقدّمات مشبّهه ناميده مىشوند . مانند سخن كسى كه مىگويد : « هر عينى مىبيند . » و اين [ قضيه ] را مىپذيرد به نحوى كه از آن يكى از معانى مشترك [ عين ] را مىفهمد ، و [ سپس ] معنى ديگر آن را لحاظ كرده و گمان مىبرد كه آن هم مورد پذيرش است ؛ يا درصدد مغالطه برمىآيد تا اينكه خود يا فرد ديگرى را به اين گمان اندازد كه دينار 37 هم مىبيند . و همينطور است كسى كه مىپذيرد كه هر مسكر خمر است و [ سپس ] به جاى آن آنچه را كه بالقوه سكرآور است فرض مىكند . اينها مقدّمات مشبّهه هستند .
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 42
مساهمون: أبو علي سينا
ص٤٢