( 35 ) و آنچه بر سبيل تسليم است به نحوى كه بيش از يك فرد آن را پذيرفته است ؛ يا رأيى است كه بر يك طايفهى خاصّى مستند است و يا رأيى است كه به يك طايفهى خاصّى مستند نيست ، بلكه همهى مردم آن را قبول دارند و در آن عقيده بار آمده و در آن هيچ ترديدى روا نمىدارند : و اگر فرد عاقلى يكى از آن [ تصديقات ] را در نظر بگيرد و دربارهى خود چنين فرض كند كه ناگهان [ هماينك ] در عالم هستى قدم گذاشته است و عاقل هم هست ، و به چيزى عادت داده نشده و تحت تأديب قرار نگرفته و به چيزى غير عقل التفات نكند و از حيا و خجالت منفعل نشود - چه اينكه اگر از اين دو منفعل شود در اين صورت حكم وى خلقى خواهد بود نه عقلى - و مصلحتى را رعايت نكند ، چه در غير اين صورت [ تصديق وى ] از طريق حد اوسط صورت خواهد گرفت و ضرورى نخواهد بود ، و از استقراء هم اعراض كند ، چه باز در غير اين صورت [ تصديق وى ] از طريق حدّ اوسط صورت خواهد گرفت ، و به اينكه آيا ممكن است رأى وى مورد نقض ديگران واقع گردد توجه نكند ؛ پس هرگاه تمام اين [ شروط ] را به جا آورد و در صدد تشكيك در آن [ تصديق كه در نظر گرفته ] برآيد ، [ خواهد ديد كه ] شكّ [ در آن تصديق ] امكان دارد : مانند اين [ تصديقات ] كه : « عدل زيبا است » ، و « ظلم زشت است » ، و « شكر منعم واجب است » . بنابراين ، اين تصديقات مشهوراتى هستند كه مورد قبول مىباشند ؛ و اگر صادق باشند ، صدق آنها توسط فطرت عقلى كه در منزلت مذكور قرار داده شده روشن نمىشود ، بلكه برخى از اين مشهورات و مانند آن صادق هستند و لكن براى آنكه يقينى باشند نياز به برهان دارند ، و برخى ديگر با رعايت شرط دقيقى صادق مىگردند كه عوام به آن شرط توجّه ندارند . 34
( 36 ) و لا يبعد أن يكون فى المشهورات كاذب . و السبب فى اعتقاد المشهورات أخذ ما تقدمنا بالاحتزاز عنه عند تمثيلها فى الذهن للامتحان . و هذه هى المشهورات المطلقة .
( 36 ) بعيد نيست كه برخى از مشهورات كاذب باشند . و سبب اعتقاد به مشهورات در نظر گرفتن امورى است كه ما قبلا گفتيم بايد از رعايت آنها هنگام تمثّل تصديق مشهور در ذهن براى آزمايش خوددارى شود . 35 اين بود مشهورات مطلق .
( 37 ) و أما التى تستند إلى طائفة فمثل ما يستند إلى أمة و إلى أرباب صناعة و تسمى مشهورات محدودة ، و مثل ما يستند إلى واحد أو اثنين أو عدد محصور يوثق به
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 41
مساهمون: أبو علي سينا
ص٤١