تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
دو حدّ ، حدّ اوسط و ديگرى ، حدّ اكبر قرار داده شود ، تأليف قياسى حاصل مىشود . 575 ولى بر اين مطلب دو اشكال وارد است : اول اين‌كه آنچه در حقيقت از اين قياس كسب مىشود حد تام نيست بلكه حدّ ناقص و جزء حد تام است . و دوّم اين‌كه حد اوسط اين قياس از دو حال خارج نيست ، يا اين‌كه در حمل حدّ اوسط بر حدّ اصغر « حدّ بودن » آن شرط مىشود و همچنين در حمل اكبر بر اوسط نيز اين شرط منظور مىگردد ؛ و يا اين‌كه حمل در يكى از آن‌ها فقط به عنوان حمل مطرح مىشود و گفته نمىشود كه اين ، حدّ آن چيزى است كه بر آن حمل مىشود . پس مثلا اگر گفته شد كه « الف » حدّ « ب » است ، « ب » حدّ « ج » است ، پس « الف » حدّ « ج » است زيرا حدّ حدّ ، حدّ است ، در اين صورت اين سخن از جهاتى چند از شرايط تعريف خارج شده است . زيرا حدّ بودن « ب » براى « ج » موضوعى است كه وضع شده و بدون قياس و برهان پذيرفته شده است ، در حالىكه شرط تحديد نزد شخص منازع اين بود كه بعد از كشف جنس يك چيز تحديد آن چيز از طريق قياس حاصل شود . بنابراين يا از ابتدا توسط قياس ديگرى اين روشن است كه « ب » حدّ « ج » است و يا اين‌كه طريق اكتساب حدّ ، انتاج توسط قياس نيست ، 576 لكن جايز نيست كه تبيين حدّ بودن بر قياس معوّل باشد ، و گرنه حدّ سومّى كه متوسّط باشد مورد حاجت خواهد بود ، و در اين صورت بين هر دو حدّى ، حدّ ديگرى واجب خواهد بود و براى يك شىء واحد حدود بىنهايت لازم خواهد آمد ؛ زيرا جايز نيست كه حد بين « ب » و « ج » ، « الف » باشد ، زيرا اين دور است . پس روشن شد كه اين امر بايد به اوساطى كه خود حدّ اوسط ندارند منتهى شود و در اين صورت حدود ، غير مكتسب خواهند بود ، و اين نكته خلاف آن چيزى است كه يك عده گمان كرده‌اند . ( 658 ) فقد بان أن أخذ الأوسط حدا للأصغر ، و أخذ الأكبر حدا للأوسط ، يكون قد اقتضب اقتضابا فقط . و أيضا فإن الطلب واحد : أنه هل هذا الشىء حد الشىء أو حد لحده ؟ و لا يتبين أنه حد لحده أو يكون بينا أنه حد للشىء . فهذا أيضا نحو آخر قد خرج فيه عن صواب التعريف ، إذ وضع أن احد لحد ج ، و المشكوك فيه أنه هل احد لج . هذا إذا كان وضع أن احد لب ، ب حد لج . و أما إذا لم يوضع ب حدا لج ، فلا يدرى هل حده حد لج أم لا . لكن يقال إن حده محمول على ج ، كما أن حدّ الفصل و الجنس و الخاصة محمول على النوع و ليس حدا للنوع . ( 658 ) پس روشن شد كه اخذ حدّ اوسط به عنوان حدّ حدّ اصغر و اخذ حدّ اكبر به عنوان حدّ اوسط ، فقط ارتجالى است . 577 همين‌طور در اين‌جا مطلوب ما شىء واحد است و
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 406 | أبو علي سينا / قوام صفرى