تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
دادن امور ديگرى نياز داريم كه با حد اوسط قرار دادن آن‌ها قبل از انتاج جمله‌اى كه بر محدود دلالت دارد به انتاج وجود حدّ بپردازيم . لكن اين امور ديگر ، چيزى غير از حدود دو حد اكبر و اصغراند . بنابراين نمىتوان برهانى را نشان داد كه در آن حد حقيقى اكبر حد اوسط قرار گرفته باشد و از اين طريق حمل محدود بر اصغر استنتاج شده باشد . و اگر برهان فقط اين بود : يعنى « حدّ » حدّ اكبر در برهان ، حد اوسط قرار مىگرفت ، در اين صورت ما هيچ برهانى بر چيزى پيدا نمىكرديم مگر بر چيزى كه وجود « حدّ » حدّ اكبر بر حدّ اصغر در آن ظاهر باشد و وجود نفس حدّ اكبر خفى باشد ؛ 547 و امثال چنين چيزى به‌ندرت يافت مىشود . و همين‌طور است اگر حد اوسط را « حدّ » حدّ اصغر قرار دهند ، و در بين مثال‌هاى آنان چنين چيزى خيلى كم يافت مىشود . ( 637 ) و لو شئت أن ابيّن أن هذا لا يكون بالحقيقة و إنما يكون بحسب الظنون لفعلت . و بالجملة يعسر عليهم أن يدلّوا على أنه كيف يبرهن على مطلوب محموله أعم ، بمتوسط أخص . فيجب إذن أن ننصف و لا نغترّ بهذه الأوقاويل الملفّقة . و نرجع إلى ترتيب التعليم الأول . ( 637 ) و اگر مىخواستيم اثبات كنيم كه اين موارد بيان حقيقى نيست بلكه بيانى است به حسب گمان و ظن ، اين كار را مىكرديم . و به‌طور كلى ، اين عده به سختى مىتوانند اثبات كنند كه چگونه برهان توسط حد اوسط اخصّ بر مطلوبى اقامه مىشود كه محمول آن اعم است . 548 بنابراين ما بايد انصاف بدهيم و گول اين سخنان را نخوريم . اينك به ترتيب تعليم اول بازگرديم . ( 638 ) و لأن العلل الذاتية للماهية داخلة فى الحد لأنها مقومة لذات الشىء ، فهى داخلة فى البرهان ، لأنا بينا أن اليقين إنما يكون بمعرفتها . و البحث عن لم هو بحث ما بوجه ما عن ما هو بعد الوجه الذى ذكرناه أولا . و إذا أعطينا فى الحدّ الأوسط حدّ الحدّ الأكبر ، و كان بيّن الوجود للموضوع ، فقط برهنا إذ دللنا على السّبب . ( 638 ) چون علل ذاتى ماهيت داخل در حدّ است ، زيرا مقوّم ذات شىء است ، پس اين علل ، داخل در برهان‌اند ، زيرا قبلا بيان كرديم كه يقين با شناختن اين علل حاصل مىشود . و بحث از « لم هو » به وجهى بحث از « ما هو » است و اين وجه غير از وجهى است كه ابتدا ذكر