تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
( 308 ) هم‌چنين در تعليم اول گفته شده است 268 كه هرگاه فرض كنيم كه بر امرى فسادپذير برهان اقامه شده است ، يكى از دو مقدمه - يعنى صغرى - نيز غير كلى و فاسد خواهد بود . امّا دليل فساد اين مقدمه آن است كه اگر آن مقدمه دائمى بود ، بايد نتيجه هم دائمى بود و در اين صورت شخص فاسد ، حتى بعد از فساد هم بايد متّصف به حد اكبر مىبود و اين محال است ؛ و اما دليل غير كلى بودن آن چنين است كه كليت بعد از فساد شخص باقى است ، پس چگونه امكان دارد كه بر شخص فاسد با كليت حكم شود ؟ فقط مىتوان گفت كليت صرفا بطور موقت محمول شخص است . و محال است كه قياسى برهان باشد ، امّا مقدمات كلى و دائمى نباشند . پس اشياء فاسد برهان ندارند ، حتى قياس كلى هم ندارند ، بلكه درباره‌ى آن‌ها مىتوان قياس‌هاى موقت تأليف كرد . 269 و پس از اين بيان خواهيم كرد 270 كه هر حدّى يا مبدأ برهان ، يا تمام برهان يا نتيجه‌ى برهان است ، يا برهانى است كه اجزاء آن پس و پيش افتاده است ؛ و اجزاء حد بين برهان و حد مشترك است ، بنابراين آنچه برهان ندارد ، حدّ ندارد . 271 از سوى ديگر تمايز امور فاسد يا ناشى از اشياء خارج از نوعيت آن‌هاست و يا ناشى از اشياء هم نوع آن‌هاست ؛ امّا مفارقت امر فسادپذير از آنچه كه خارج از نوعيت آن است ، جايز است كه با محمولات ذاتى حاصل شود ، لكن در اين صورت اين مفارقت از جهت شخصيت آن امر نخواهد بود ، بلكه از جهت طبيعت نوعىاش خواهد بود . امّا مفارقت آن از اشياء هم‌نوع خود ، صرفا با امور غير ذاتى حاصل مىشود ، بلكه با خواصى حاصل مىشود كه نسبت به امر فسادپذير عرضى هستند ، و امكان دارد كه مشاركت يك امر فسادپذير با هم‌نوع خود بىنهايت باشد ، و اين امر فسادپذير در هر مورد اشتراك با هم‌نوع خود وجه تمايزى عرضى ، و نه ذاتى داشته باشد ، زيرا همه‌ى اشيائى كه تحت يك نوع واحد قرار دارند از نظر ذاتيات مشترك‌اند . ( 309 ) فإذن لا يجوز أن يحدّ الشخص الفاسد و الشخص المشارك فى نوعه الأقرب حدا يكون له بما هو شخص أصلا ، لأنه إن ميّز بقول كان ذلك القول من عرضيات لا من ذاتيات ، و من عرضيات غير محدودة . و أما القول الذى من الذاتيات الذى يفرقه لا من أشخاص نوعه ، بل من سائر الأنواع ، فليس له لأنه هذا الشخص ، بل لأن له طبيعة النوع . فالحد للشخص الفاسد أيضا بالعرض مثل البرهان . ( 309 ) بنابراين جايز نيست كه براى شخص فسادپذير كه با اشياء هم‌نوع قريب خود مشترك است ، حدى ترتيب داده شود كه آن را از آن‌جهت كه شخص است مشخص كند ، زيرا اگر با قولى تميز داده شود ، اين قول از عرضيات تشكيل خواهد شد نه از ذاتيات ، آن هم از
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 224 | أبو علي سينا / قوام صفرى