أما أن يكون الأكبر مقوما للأصغر فليس يقع إلا على الوجه المحدود . فإن طلب مطالب و قال : لما كان من حق الجنس ألا يحمل على النوع فكيف يعرف وجود النوع فى الأصغر و لا يعرف وجود جنسه ؟ فالجواب عن ذلك أن الجنس - كما علمت - ليس مما لا يحمل جملة على النوع وجها من وجوه الحمل ألبتة ، بل ما لم يخطر معناه بالبال ، و معنى النوع بالبال ، و لم يراع ألبتة النسبة بينهما فى هذه الحال ، أمكن أن يغيب عن الذهن . فيجوز أن يخطر النوع بالبال و لا يلتفت الذهن إلى الجنس . و يجوز أن يخطر النواع بالبال محمولا على شىء و لا يخطر حينئذ الجنس و لا حمله بالفعل بالبال فلا يحمل ؛ لكنه إذا أخطر مع النوع بالبال حمل بالفعل على ما يحمل عليه النوع . فإن فرض ذلك الموضوع وحده و لم يلتفت إلى حمل النوع عليه ، لم يخطر الجنس بالبال إلبتة . و ذلك أولى : فإن المخطر إياه بالبال كان يخطر و لا يخطر الجنس بالبال . فكيف إذا لم يخطر إلبتة ؟
( 272 ) هرگاه امكان داشته باشد كه ثبوت عرض ذاتى به فصل يا جنس شىء از ثبوت عرض ذاتى به خود شىء واضح باشد ، جايز است فصل يا جنس حد اوسط قرار داده شود .
همينطور چون امكان دارد [ ثبوت ] نوع عرض يا آنچه از طريق عرض تمييز داده شده است به شىء اعرف باشد ، جايز است اين [ امر ] اعرف حد اوسط قرار داده شود . امّا اينكه اكبر مقوّم اصغر باشد ، 254 اين واقع نمىشود مگر بر وجهى محدود . 255 اگر كسى بگويد : از آنجا كه حق جنس اين است كه بر نوع حمل شود [ زيرا چنين فرض كرديد ] چگونه ثبوت نوع بر اصغر شناخته مىشود ولى ثبوت جنس نوع [ بر اصغر ] شناخته نمىشود ؟ 256 جواب اين است كه : 257 البتّه اينطور نيست كه جنس - همانطور كه دانستى - مطلقا به هيچ وجهى از وجوه حمل ، محمول واقع نمىشود ، بلكه تا زمانى كه معناى جنس و معناى نوع به ذهن خطور داده نشود و نسبت بين آنها در اين حال در نظر گرفته نشود ، ممكن است مفهوم جنس از ذهن غايب باشد . و جايز است نوع به ذهن خطور داده شود و ذهن ملتفت جنس [ آن نوع ] نباشد . و جايز است كه نوع به عنوان محمول يك چيز به ذهن خطور داده شود ولى در اين حال جنس و حمل آن به صورت بالفعل به ذهن خطور داده نشود ، در اين حالت جنس حمل نخواهد شد . لكن هرگاه جنس همراه نوع به ذهن خطور داده شود بر آنچه كه نوع بر آن حمل شود ، بالفعل حمل خواهد شد . پس اگر اين موضوع به تنهايى فرض شود و حمل نوع بر آن مورد توجه نباشد ، البته جنس به ذهن خطور داده نخواهد شد ، و اين بديهى است كه آن كس كه فقط نوع را مورد توجه قرار مىدهد در واقع نوع را مورد توجه قرار مىدهد ولى جنس را مورد توجه قرار نمىدهد ، چهرسد به اينكه حتما نوع را هم مورد توجه قرار نداده باشد .
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 205
مساهمون: أبو علي سينا
ص٢٠٥