نيست موجود نباشد . منتها اين قسم از ضرورت را در مواقعى به كار مىبرند كه محمول براى موضوع ، اگر اين شرط برداشته شود ، هيچ ضرورتى ندارد مانند : هر انسان ضرورتا نشسته است ، تا زمانى كه نشسته است ؛ و نمىتوانيم گفت : هر انسانى ضرورتا نشسته است و سكوت كنيم . مادهى چنين قضايائى كه جهت آنها ضرورت به شرط محمول است ، نسبت به تمام افراد موضوع و در هر زمان امكان است ، اين قسم از ضرورت با اين صفت از ديگر اقسام ضرورت متمايز مىشود . يا اينكه ضرورت متعلق به شرط كردن وقتى است كه حتما خواهد آمد ، نه شرط موضوع يا محمول مانند : ماه ضرورتا گرفته خواهد شد ، يعنى در وقتى معين اين گرفتگى انجام خواهد شد ، 168 و مانند : برگ بعضى درخت ضرورتا مىريزد و بعضى درخت در بهار ضرورتا برگ مىآورد . بعضى گمان كردهاند كه ضرورت وقتيه ، همان ضرورت به شرط محمول است ، به خاطر اينكه ماه ضرورتا مىگيرد تا زمانى كه گرفته است ، اما چنين نيست : و اين قسم ، يك قسم علىحده است هرچند ضرورت به شرط محمول دربارهى آن هم صادق است ، همانطور كه اين نوع ضرورت در مورد همهى انواع ضرورت صادق است ، و دليل اين امر آن است كه اين قسم داراى وقت ضرورى است كه ممكن نيست در آنوقت نباشد ، اما ضرورت به شرط محمول داراى وقت ضرورى نيست ، بلكه ضرورت آن شرط وجود خود آن است و شرط كردن وجود خود آن در هر وقتى بدون اشكال است . اما وجود اين قسم در وقت خود ضرورى است - اما نه فقط به خاطر شرط وجود شى و موجود بودنش ، بلكه بطور مطلق ضرورت دارد . و آن ضرورت عبارت از اين است كه آن در وقت معين خود نمىتواند نباشد . و گرفتگى ماه در وقت گرفتگى آن ، مانند نشستن زيد در وقت نشستناش نيست . و نيازى به تطويل كلام نيست . چه همان مقدار كه بحث شد واضح است .
( 167 ) و القسم الرابع لا يدخل فى إنتاج النتائج البرهانية الضرورية بذاتها : بل إن كانت من مواد ممكنة أكثرية صلحت أن تنتج نتائج إمكانية أكثرية . و أما سائر الأنحاء فتستعمل فى البرهان إن كانت محمولاتها ذاتية . و سنفصل الذاتى بعد . و لكن كل نحو يفيد نتيجة مثل نفسه . و إنما صلحت أن تدخل فى البرهان لأنها تصلح أن تفيد اليقين . و إنما صلحت لأن تفيد اليقين لأن كل واحدة منها فهى من الجهة التى صار بها ضروريا ممتنع التغير ، فما يلزمه من النتيجة ممتنع التغير .
( 167 ) قسم چهارم 169 در انتاج نتايج برهانى ذاتا ضرورى داخل نمىشود : بلكه اگر از مواد ممكن اكثرى باشد ، صلاحيت دارد كه نتايج امكانى اكثرى از آن اخذ شود . 170 اما اقسام
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: أبو علي سينا
ص١٣٦