تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
بلغ إلى أن أشكل عليه حال هذه الخطوط بعد أن سمع حد الدائرة و فرض أن لها وجودا فالفركار كيف يصحح الأمر العقلى فى الهندسة ؟ و لو كان فركار عقلى لعز ذلك فيه فضلا عن الحسى ! فكيف يمكن أن يدلّ بفركار جزئى عقلى أو حسى إلا أن خطوطا محدوده هى متساوية ؟ و كيف يلزم من ذلك أن كل خط مما لا نهاية له فى القوة كذلك لزوما ضروريا ؟ فإن شك المتعلم فى وجود الدائرة شك فى ذلك مع كل فركار يفرضه . و ان سلّم وجود الدائرة لم يمكنه و قد حدّها - إن يشك فى ذلك . ( 149 ) تعجب من از كسى است كه گمان كرده اصل موضوع مانند اصلى است كه در هندسه مىگويند : « خطوطى كه مركز دايره را به محيط آن متصل مىكنند مساوىاند . » : زيرا اين اصل اندكى پيچيده است و امّا اين اصل كه « دو امر مساوى با يك چيز ، خود مساوىاند » پيچيده نيست ؛ و اين پيچيدگى با تأمل اندكى رفع مىشود : به اين صورت كه توسط پرگار ، متعلّم آن را درك كرده و مىپذيرد ! پيداست كه اين فرد اگر گفته بود كه در فهم قضيه در مقام تصور از پرگار استفاده مىشود ؛ باز حرف او معنائى داشت . امّا در مقام تصديق اين چگونه ممكن است ؟ زيرا اگر متعلّم اين را شنيده كه دايره يعنى شكلى كه خطوط مركز آن داراى فلان خاصيت است ، و آن را پذيرفته و به عنوان حد دايره شناخته است ، ديگر براى وى امكان ندارد كه دايره‌اى را كه خطوط مركز آن داراى آن خاصيت نباشد فرض و وضع كند ، چه در غير اين صورت دايره‌اى را وضع كرده كه در واقع دايره نيست . و نيز براى وى غير ممكن است كه پس از فرض تعريف دايره در آن شك كند ؛ و اين نكته از خود فرض و تعريف دايره لزوما روشن است . بلكه آنچه كه براى وى قابل اشكال است اين است كه آيا اين دايره وجود خارجى دارد يا نه ؟ پس اگر بعد از شنيدن تعريف دايره و فرض كردن وجود آن در خارج ، باز در مورد خطوط مذكور اشكال داشته باشد ، در اين صورت پرگار چگونه مىتواند در هندسه امرى عقلى را بيان كند ؟ حتى اگر پرگار عقلى وجود داشت باز اين كار از آن ساخته نبود چه رسد به پرگار حسى ! پس چگونه ممكن است با پرگار جزئى - اعم از پرگار عقلى يا حسى - چيزى جز اين‌كه چند خط باهم مساوىاند ، مدلل شود ؟ و چگونه ضرورتا مساوى بودن خطوطى كه از نظر مقدار بالقوه نامتناهىاند با پرگار لازم مىآيد ؟ و اگر متعلّم در وجود دايره شك كند ، با هر پرگارى كه فرض كند شك او زايل نمىشود ؛ و اگر وجود دايره را پذيرفته و حد و تعريف آن را شناخته ، براى وى ممكن نيست كه در آن شك كند . 152 ( 150 ) ثم إن كان متعلم أبله شك فى ذلك بعد أن فهم ما الدائرة ، و انتفع بالفركار