انسان در مقام اقامهى برهان ، بدون تبيين آن را استعمال مىكند . آن عده گمان كردهاند كه اصل موضوع عبارت از مقدمهاى است كه با كمترين تأمل تبيين شود و مصادره مقدمهاى كه با كمترين تأمل تبيين نشود . و گفتهاند كه حقيقت اصل موضوع براى متعلّم با كمترين فكر حاصل مىشود ، ولى مصادره مقدمهاى است كه نمىتوان با فكر به آن راه يافت . و حال آنكه منظور ارسطو چنين نيست ؛ زيرا آنچه با كمترين تأمل تبيين مىشود ، يا اين است كه منظور از تأمل دست يافتن به مفهوم لفظ بر سبيل تنبيه است ، و اين در حالى است كه مقدمه خودبخود دانسته شود ، و بعد از آن متعلّم آن را فراموش سازد و به خاطر غفلت از مفهوم ، لفظ آن را نفهمد . و يا اين است كه منظور از تأمل دست يافتن به صدق ، مقدمه است ، نه فهم آن . امّا دست يافتن به تصور مقدمه ، به اصل موضوع اختصاص ندارد ، و گاهى اين تأمل در قضاياى اوّلى حقيقى هم لازم است . زيرا چه بسا اين قضايا مورد غفلت و حتى انكار واقع شوند و تنبيه متعلّم لازم شود . اما اگر منظور از تأمل ، تصديق مقدمه باشد روشن است كه تصديق يك امر مجهول جز از طريق حد اوسط حاصل نمىشود ، و در اين صورت منظور از دست يافتن ، همانا جستن حد اوسط خواهد بود كه ادراك مقدمه را به نوعى بر متعلّم آسان گرداند . و از اينجا لازمه اين سخن اين است كه مطالب و مسائلى كه به ندرت داراى حد اوسط هستند ، همه اصول موضوع باشند ، و اگر چنين باشد ، بسيارى از مسائل آسان هندسه كه متعلّم آنها را با كمترين تأملى درمىيابد جزو اصول موضوع مىشوند و اين محال است . زيرا اصول موضوع ، مقدماتى هستند كه خودبخود ناشناختهاند و بايد در علم ديگرى تبيين شوند ، هرگاه متعلّم آنها را به خاطر حسن ظن به معلم و توثيق فهم معلّم از صدق آنها بپذيرد .
( 146 ) و المصادرة ما كان كذلك ، لكن المتعلم لا يظن ما يراه المعلم ظن مقابلة أو لم يظن شيئا . و المؤكد بالجملة فيه أن يكون عند المتعلم ظن يقابله . بل الأشبه أن تكون المصادرة هى ما تكلّف المتعلم تسليمه و إن لم يظنه ، كان من المبادئ أو كان من المسائل فى ذلك العلم بعينه : كالمسائل التى تتبين بعد فيستسمح بتسليمها فى درجة متقدمة .
فيكون المبدأ الواحد الذى ليس بينا بنفسه أصلا موضوعا باعتبار ، و مصادرة باعتبار .
( 146 ) و مصادره هم مثل اصل موضوع است ، با اين تفاوت كه متعلّم فهم معلّم از آن را نمىپذيرد ، خواه ظنّى مقابل ظنّ معلّم داشته باشد ، يا اصلا ظنّى نداشته باشد ، مخصوصا از اقسام مصادره ، آنچه تأكيدا مصادره ناميده مىشود عبارت از مقدمهاى است كه متعلّم نسبت به آن ظنى مقابل داشته باشد . بلكه بهطور كلى مصادره عبارت از مقدمهاى است كه متعلّم نسبت به آن
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 120
مساهمون: أبو علي سينا
ص١٢٠