باللاصدق فيخالطه شىء من الكذب . بل قد يقال إن كذا أولى بكذا من كذا إذا كانا فى طبيعة سواء لكن أحدهما له الأمر فى نفسه أولا و للآخر بعد . و إذا صدقت النفس بأمرين كليهما ، لكن صدقت بأحد الأمرين قبل و بالآخر بعد ، كانت النفس تصدق بأحدهما ملتفتة إليه نفسه ، و بالآخر ليس ملتفتة إليه نفسه بل ملتفتة إلى الأول ، فكان التصديق بالأول أشد لهذا المعنى . فإن شوّشك هذا الفصل فدعه فلا كبير جدوى فيه .
( 144 ) از آنجا كه برهان ، دربارهى مجهول ، تصديق يقينى توليد مىكند ، و اين امر به سبب مبادى برهان حاصل مىشود ، پس لازم است كه تصديق ما نسبت به مبادى [ از تصديق ما نسبت به نتيجه ] مقدم باشد . صرف تصديق همه يا بعضى از مبادى برهان ، يعنى آن مبادى كه فقط مصادره نيستند ، كفايت نمىكند ، بلكه بايد تصديق به اين مبادى نسبت به تصديق به نتيجه آكد بوده و اولويت داشته باشد ؛ همچنين تصديق مقابل مبادى نسبت به تكذيب مقابل نتيجه از طرف ما ، بايد اولويت و تأكيد داشته باشد 147 . و منظور از مقابل در اينجا ، فقط نقيض نيست ، بلكه ضد هم مدّ نظر است . دليل اين امر اين است كه هرگاه چيزى ، در يك معنى مشترك علت چيز ديگر باشد ، واجب است ، اين معنى مشترك در علت آكد و زياد باشد ، زيرا از طريق آن ، در معلول حاصل مىشود . مثلا اگر دو چيز را دوست داشته باشيم ، به نحوى كه دوست داشتن يكى سبب دوست داشتن ديگرى باشد ؛ در اين صورت سبب اولويت دارد كه بيشتر دوست داشته شود ، مانند فرزند و معلم فرزند . و نبايد گمان شود كه هر دو چيزى كه يكى نسبت به ديگرى اولويت داشته باشد ، اين اولويت ، نشانگر نقص ديگرى يا نشانگر آلودگى ديگرى به ضد آن امر است ؛ همانطور كه گمان مىشود كه سياهتر بودن آنچه در سياه مشترك است ، نشانگر زياد بودن سياهى در يكى و زياد بودن سفيدى در ديگرى است ؛ تا اينكه وقتى يكى به صدق اولويت داشته باشد ديگرى به مقابل صدق اولويت داشته باشد و چيزى از كذب با آن آميخته گردد . بلكه گاهى گفته مىشود كه فلان چيز به فلان خاصيت از فلان چيز ديگر اولويت دارد در حالىكه طبيعت هر دو يكسان است ، لكن فلان خاصيت براى يكى فىنفسه ثابت است و براى ديگرى بعد از اولى ثابت مىشود . و هرگاه نفس او به نحوى كه ابتدا يكى از آن دو و سپس ديگرى را تصديق كند ؛ در واقع نفس اولى را با توجه به خود آن و ديگرى را نه با توجه به خود آن بلكه با توجه به اولى تصديق كرده است ؛ پس در اين صورت تصديق اولى ، به اين معنى شديدتر است .
اگر مطالب اين پاراگراف ذهن تو را مشوش كند ، آن را رها كن ، زيرا زياد سودمند نيست .
( 145 ) و اعلم أنه لما سمع ما قيل فى التعليم الأول حيث قيل ما قيل : « فجميع التى
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 118
مساهمون: أبو علي سينا
ص١١٨