كه طبيعت آن را در قصد نظام كل بر سبيل استعاره طلب مىكند ، پس اگر معرفت حقيقى را در نظر داشته باشيم ، طبيعت جنسى خودبخود شناخته نيست مگر بالقوه : و فقط زمانى بالفعل شناخته مىشود كه توسط عقل ما شناسائى شود ؛ و خودبخود بهطور بالقوه معروف است به نحوى كه اراده مىكنيم بالفعل شناخته شود . اين را كه طبيعت جنسى نزد عقل ما شناختهتر است كسى منكر نيست ؛ چه طريق برهان از آنچه نزد عقلها شناختهتر است به سوى آنچه نزد طبيعت شناختهتر است سير مىكند ، همانطور كه معلم اول در آغاز تعليمات طبيعى خويشى به آن تصريح نموده است و ما آن را پذيرفتهايم و در طبيعيات مورد شرح قرار خواهيم داد . 138
الفصل الثانى عشر فى مبدأ البرهان ( 134 ) و مبدأ البرهان يقال على وجهين . فيقال مبدأ البرهان بحسب العلم مطلقا ، و يقال مبدأ البرهان بحسب علم ما . و مبدأ البرهان بحسب العلم مطلقا هو مقدمة غير ذات وسط على الاطلاق ، أى ليس من شأنها أن يتعلق بيان نسبة محمولها إلى موضوعها - كانت إيجابا أو سلبا - به حد أوسط فتكون مقدّمة أخرى أقدم منها و قبلها .
فصل دوازدهم در مبدأ برهان 139
( 134 ) مبدأ برهان بر دو وجه گفته مىشود : مبدأ برهان بهحسب مطلق علم 140 ، و مبدأ برهان بهحسب علمى خاص 141 . و مبدأ برهان بهحسب مطلق علم ، عبارت است از مقدمهاى كه بهطور مطلق به حد اوسط نياز ندارد ، يعنى شأن آن اين است كه بيان نسبت محمول به موضوع در آن - اعم از آنكه قضيه ايجابى يا سلبى باشد - به حد اوسط نياز ندارد ، چه در غير اين صورت لازم مىآيد كه مقدمهى ديگرى قبل از آن و به نحو مقدم بر آن وجود داشته باشد .
( 135 ) و مبدأ البرهان بحسب علم ما يجوز أن يكون ذا وسط فى نفسه ، لكنه يوضع