تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 849

مساهمون:

ص٨٤٩
موجزهء خود « و النّبىّ صلّى اللَّه عليه و سلّم لا يبيح الاختلاف بعده من أصحابه » بر أولى الأبصار واضح و آشكار نموده ؛ و تقريرى كه ابن عبد البرّ بجواب آن سراييده هرگز وهن باستدلال مبرم بزّار نمىرساند ؛ زيرا كه اگر بنا بر فرمايش ابن عبد البرّ تسليم هم شود كه حكم اقتدا درين حديث متوجّه بجهّال امّتست و بعض أصحاب باقتداى بعض مأمور نيستند ، باز هم اشكال شديد إباحت اختلاف بر طرف نمىگردد ؛ زيرا كه حديث نجوم صراحة دلالت دارد بر آنكه جميع أصحاب قابل اقتدا هستند و اختلافشان مانع از اقتدايشان نيست ، و با وصف اختلاف هر واحد ازيشان قابل اقتدا مىباشد ، و اقتداى هر واحد موجب اهتداى امّتست ، و اين أمر بلا شبهه إباحت اختلاف و تجويز تفرّق در دين مىنمايد ، چه هر گاه اين حديث را أصحاب خواهند شنيد اختلاف را قادح ندانسته آن را مباح خواهند دانست ، بلكه از حالت موجودهء اختلاف خود باختلاف شديد و أشدّ ترقّى خواهند كرد ، و امّتيان كه مخاطب درين حديث هستند از هر كس و ناكس أصحاب مسائل دينيّه را گرفته مختلف خواهند شد و خويشتن را به سبب اتّباع أصحاب مهتدى خواهند دانست ! . بالجمله ، هر گاه ازين حديث ثابت شد كه مقلّدين امّت مأمورند باقتداى أصحاب و أصحاب ما بين خود مختلف‌اند بأشدّ اختلاف ، بلا شبهه ثابت گرديد كه اختلاف أصحاب در مسائل دينيّه و أحكام شرعيّه أوّلا ؛ و اختلاف مقلّدين در أحكام شرع و دين بأخذ از أصحاب مختلفين متعادين ثانيا جائز و سائغ و مباح مىباشد ؛ و هذا هو الإشكال الشّديد الّذى لا يرى وجه الانحلال و الإعضال العتيد الّذى يقود الحافظ البزّار إلى الإعراض عن الباطل و المحال . و بايد دانست كه آيات و أحاديث در ذمّ اختلاف افزون از حدّ شمار و حساب و بيرون از حدّ حصر و احصا در دفتر و كتابست ، و مادرين مقام به حمد اللَّه المنعام اين مطلب و مرام را به اختصار و ايجاز تمام از افادهء خود ابن عبد البرّ ثابت مىنمائيم . ابن عبد البر در همين كتاب « جامع بيان العلم » گفته : [ و قد ذكر المزنىّ