تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 804

مساهمون:

ص٨٠٤
و قالت : ردّونى ! فأقاموا يوما و ليلة فقال لها عبد اللَّه بن الزّبير : إنّه كذب . ليس هذا ماء الحوأب و لم يزل بها و هي تمتنع ، فقال : النّجا ! النّجا ! فقد أدرككم علي ! فارتحلوا فوصلوا البصرة و استنزلوا ( و استولوا . ظ ) عليها بعد قتال عظيم مع عثمان بن حنيف ؛ و قتل من أصحاب عثمان بن حنيف أربعون رجلا ؛ و أمرت عائشة بنتف لحيته و حواجبه و سحبنته ثمّ أطلقته ] . و محمد بن خاوند شاه بن محمود هروي در « روضة الصّفا » در ذكر واقعهء جمل آورده : [ بعد از طيّ مراحل و قطع منازل به آب حوأب رسيدند ، كلاب آن موضع به هيأت اجتماعى بر روى شتر عائشة كه يعلى بن أميّة آن را به دويست دينار خريده بود و برسم تحفه به او داده بانك كردند ؛ عائشه پرسيد كه نام اين آب چيست ؟ دليل لشگر گفت كه آب حوأب مىگويند ؛ عائشه ببانك بلند گفت :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
؛ مرا بازگردانيد كه من از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه بأزواج خود خطاب فرمود در زمانى كه با هم نشسته بوديم كه : كدام يك از شماست خداوند شتر تيز رفتار كه سگان حوأب بر روى وى بانك زنند و حال آنكه او در ميان فئه باغيه باشد ؟ ! طلحه و زبير و عبد اللَّه گفتند كه اين آب حوأب نيست و دليل دروغ مىگويد و پنجاه كس را فرمودند تا گواهى برين نهج دادند ] . و نيز در « روضة الصّفا » در ذكر همين واقعه آورده : [ عاقبت أرباب مكر و حيله بسمع عائشه رسانيدند كه عبد اللَّه زبير بى زاد و راحله بجانب بصره رفت ، اگر بتدارك مهمّ وى نپردازى غالبا در راه هلاك خواهد شد ، و چون عائشه با او محبّتى مفرط داشت ناچار با مخالفان امام زمان موافقت نموده عزيمت بصره نمود ، چون بحوأب رسيد نباح سگان كه در آن حوالى بودند شنيد ، استرجاع كرده گفت : أي طلحه ! ترا به خدا سوگند مىدهم كه مرا بحرم باز گردان ! طلحه از موجب آن استفسار نمود عائشه از فرمودهء حضرت مقدّس نبوي چنانچه سمت گذارش يافت خبر داد ؛ عبد اللَّه زبير جمعى از أعراب را بعطاياى مخصوص محظوظ نمود تا نزد عائشه گواهى دادند كه اين موضع ديگرست نه حوأب ! نقلست كه أوّل شهادت زور كه در اسلام واقع شد اين
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 804 | السيد مير حامد حسين الهندي