تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 922

مساهمون:

ص٩٢٢
بر خليفه أوّل مىباشد نخواهد رسيد ، و شايد بوجه نهايت خمول و ضئولت او ابن تيميّه از ذكر او استحيا كرده باشد ؛ مع الجمله جواب أحمد خالى از دو صورت نيست : يا اينكه - معاذ اللَّه - مشتمل بر تضعيف و توهين اين ارشاد باسداد جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و سلّم بود يا موجب تشييد و تاييد آن . و على كلا الشقّين إعراض از ذكر آن نمىبايست ، زيرا كه در صورت اولى نصّ جواب أحمد در إثبات مزعوم ملوم ابن تيميّه أدخل و أكمل بود ، پس بيان آن را متروك ساختن و بمحض مسئوليّت أحمد دست انداختن خلل و زلل صريحست و در صورت اخرى جواب أحمد را ذكر نكردن دليل كمال خيانت و كتمان و جنايت و عدوانست ، و بر هر كسى كه روايات و طرق سابقه كه أحمد به آن روايت اين حديث شريف كرده بأدنى تأمّل ديده باشد نزد او متيقّن و متحتّم خواهد بود كه در صورت وقوع سؤال يقينا إمام أحمد در جواب با صواب خود تصحيح و إثبات اين ارشاد خير العباد عليه و آله آلاف التّحيّة و السّلام إلى يوم المعاد كرده است ، و ابن تيميّه إلطاطا للحقّ السّاطع المبين و سترا للصّدق السّافر المستبين از ذكر آن دل دزديده مرتكب جور عظيم و حيف مليم گرديده . چهارم آنكه از فقدان حيا و ثوران جفا متفوّه شده كه غير واحد از أهل علم تضعيف اين ارشاد جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و سلّم كرده‌اند ! و اين زوريست شنيع و كذبيست فظيع و فريه ايست لائحه و عضيهه ايست واضحه و اختلاقيست فضيح و افتعالى ست قبيح و جرأت و جسارتى ست كه آن سرش پيدا نيست و بإزاى آن جز تلاوت آيهء
« كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْواهِهِمْ إِنْ يَقُولُونَ إِلَّا كَذِباً »
ديگر چه آيد ؟ ! حيف ست و كمال حيف برين شيخ الإسلام سنّيّه كه چگونه به آن رياست و سياست و امامت و زعامت مزعومى أتباع و أشياع خود مرتكب افكى شده كه أدانى همج رعاع هم از تفوّه به مثل آن إبا و استنكاف مىكنند ! بالجمله با وصف تفحّص بالغ و تتبّع سابغ هيچ أحدى پيدا نمىشود كه در حديث ثقلين صرف اين قول آن جناب را تضعيف كرده باشد ، آنفا دانستى كه حضرت بخارى