تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 923

مساهمون:

ص٩٢٣
افترائى كه بر بيچاره أحمد بن حنبل بربسته ، جان إنصاف و حيا را از بس خسته ، متعلّق بأصل حديث ثقلينست ، و ابن الجوزى هم از راه كمال غمارت و افتقاد بصارت يكسر أصل حديث را واهى و غير صحيح دانسته ، ليكن كسانى كه تسليم أصل حديث نمايند و محض اين قول جناب رسالت‌مآب را ضعيف دانند صورت‌شان جز در خيال تيره و تار ابن تيميّه بديع الإنكار پيدا نيست ، و نمىدانم كه ابن تيميّه با وصف اعتياد با آن همه اسهاب و إطناب مملّ چرا درين مقام پابند اجمال و اهمال مخلّ گرديده أسماى آن همه أهل علم را كه حسب مزعوم مشوم او جسارت بر تضعيف اين قول كرده‌اند در بواطن نصب مواطن خود فرو برده ؟ ! أي كاش ! واحدى هم از آن أهل علم را نام مىبرد فضلا عن غير واحد ، تا أهل حق را موقع إظهار صدق او از كذب زياده ازين رخ مىنمود ، و آخر براى كدام روز سياه أسماى آن غير واحد من أهل العلم را در ضمير خيانت تخمير خود مطوى و مستور گذاشته است و با وصف جسارتهاى بىپايان خود چرا بيان نمىنمايد ؟ !

ذكر جمعى از اكابر اهل سنت كه جملهء مذكوره را در حديث ثقلين داخل و در كتب خود آورده‌اند

پنجم آنكه صراحة به غير واحد از أهل علم نسبت كرده كه ايشان گفته‌اند كه اين قول جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و سلّم صحيح نيست ! . و بطلان و هوان اين تخرّص و تهجّم مثل نسبت تضعيف بر متتبّع خبير از أجلاى واضحاتست ، و به حمد اللَّه تعالى بسيارى از نصوص عبارات علماى أعلام و منقّدين فخام سنّيّه متعلّق به اين حديث شريف كه باختصار و ايجاز تنبيه بر وجوه صحّت مستفاده از آن عنقريب بجواب كلام رقاعت انضمام ابن الجوزى دانستى براى إبطال و اخمال تخرّص مذكور ابن تيميّه نكور كافي وافى ست و زياده ازين چه خواهد بود كه در ما سبق به حمد اللَّه تعالى صحّت روايت مشتمله برين كلام سرور أنام عليه و آله آلاف السّلام باجماع أئمّه و اتّفاق علماء اهل سنت بلكه اتّفاق تمامى أهل شرق و غرب محقّق شده ، و بالخصوص محمّد بن اسحاق مدني حديث زيد بن ثابت را كه مشتمل برين كلام ست صحيح گفته ، و امام أحمد بن حنبل در مسند خود كه صحّت و اعتماد جميع أحاديث آن از كلام خود أحمد و تصريحات ديگر محقّقين ثابت و محقّقست - كما عرفت - اين كلام را در شش روايت كه دو تا از آن از زيد بن ثابت و چار تا از أبى سعيد خدرى