تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 878

مساهمون:

ص٨٧٨
شصت و سوم آنكه خواجه پارساى بخارى در « فصل الخطاب » حديث ثقلين را از « جامع الاصول » بروايت « صحيح مسلم » نقل كرده ، و فيه دلالة واضحة على صحّة الحديث عند هذا المسند العارف ، و بوار خطل المنكر المناكر الحائد الصّارف . شصت و چهارم آنكه شهاب الدّين دولت‌آبادي در « هداية السّعداء » اين حديث را از « مشارق الأنوار » صغانى و « مصابيح » بغوى و « مشكاة المصابيح » بروايت مسلم نقل كرده و ديگر طرق و ألفاظ آن از كتب أئمّه كبار و أساطين أحبار خود آورده تأييد و تسديدش بنهايت قصوى رسانيده ، كما سبق ، و ذلك به حمد اللَّه دليل ظاهر على صحّة الحديث لدى هذا البحر الموّاج و قاطع لألسن أصحاب المراء و اللّجاج . شصت و پنجم آنكه شهاب الدّين دولت‌آبادي در « هداية السّعدا » در شرح كلمات روايات حديث ثقلين و ذكر فوائد ، نكات آن گفته : [ قوله : أمر أن يجمع رحال الإبل . فرمود تا پالانهاى اشتران جمع كنند تا هر يكى از صحابه بشنود و مجمع عليه شود ، كسى را بعد خلاف و اختلاف نباشد ، لأنّه أمر عظيم للهداية . و در « شرح سنّت » مىگويد : در صحّت اين حديث محدّثان سلف و خلف متّفق‌اند ] انتهى . ازين عبارت واضح و ظاهرست كه شهاب الدّين دولت‌آبادي أوّلا افاده فرموده كه سبب جمع رحال إبل و تشريف بردن آن جناب بر آن براى بيان حديث ثقلين اين بود كه هر يك از صحابه آن را بشنود فرمودن آن جناب اين ارشاد باسداد را مجمع عليه شود و كسى را در آن بعد خلاف و اختلاف نباشد ، چه ارشاد فرمودن آن جناب اين حديث شريف را أمر عظيم بود براى هدايت و بعد تمهيد اين افادهء سراسر إجاده تأييدا لهذا المرام و تشييدا له بمزيد الإحصاف و الإبرام از كتاب « شرح سنّت » نقل فرموده كه در صحّت اين حديث محدّثان سلف و خلف متّفق‌اند ، پس حالا منصفين أهل سنت را انگشت تحيّر بدندان تأسف بايد گزيد و بهره وافى از عبرت و تبصّر بايد گزيد كه چگونه ابن الجوزى با آن همه ممارست علوم تحمّل و روايت و مزاولت فنون تنقيد و درايت ؛ حديثى را كه خود جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله و سلّم اهتمام تمام در « مجمع عليه » شدن آن بين الأنام فرموده است و محدّثان سلف و خلف در صحّت آن متّفق مىباشند