نمودهام آن را از مقدارى كه زائد بر هفت لك و پنجاه هزار حديث بود پس چيزى كه در آن مسلمين اختلاف كنند از حديث رسول خدا صلى اللَّه عليه و سلّم رجوع به آن نماييد پس اگر يافتيد آن را در آن كتاب پس حجّت ست و إلّا حجّت نيست . و نيز افاده فرموده كه أحمد تصنيف كتب را مكروه مىداشت پس درين باب به او كلامى گفته شد ، يعنى بعض مستفيدين به او گفتند كه با وصف كراهت از تصنيف كتب سبب جمع اين مسند چه شد ؟ پس أحمد در جواب گفت كه اين مسند را امامى ساختهام كه هر گاه مردم در سنّتى از سنن رسول خدا صلى اللَّه عليه و سلّم اختلاف كنند بسوى آن رجوع نمايند .
و بعد از فرا گرفتن اين افادات رشيقه و تصريحات أنيقه در باب مسند إمام أحمد از كلام خود ابن الجوزى اگر ناظر بصير محو حيرت شود بجا خواهد بود ، زيرا كه أوّلا بانتخاب أحمد مسند خود را از أحاديث صحيحه اعتراف صريح كردن ، و ثانيا مسند را به وصف شهرت متّصف وانمودن ، و ثالثا تلقّى كردن أمّت آن را بقبول و تكريم ثابت ساختن ، و رابعا گردانيدن ايشان اين مسند را حجّت واضح نمودن ، و خامسا مرجع و معوّل بودن آن عند الامّة بمعرض بيان آوردن ، و سادسا افادهء أحمد در باب جمع و انتخاب اين كتاب از مقدار زائد بر هفت لك و پنجاه هزار حديث نقل كردن ، و سابعا أمر فرمودنش برجوع إلى المسند در باب حديث مختلف فيه بين المسلمين نقل نمودن ، و ثامنا افاده كردنش كه اگر آن حديث را در آن يابند پس حجّت ست و إلّا فلا ، ذكر فرمودن ، و تاسعا إمام گردانيدن أحمد اين مسند را بمعرض تبيين رسانيدن ، و عاشرا حكم مكرّر أحمد برجوع إلى المسند عند اختلاف النّاس في سنّة من السّنن مذكور ساختن .
و با وصف اين همه افصاحات ظاهره و إيضاحات باهره و تشييدات شافيه و تأكيدات وافيهء خود در پى قدح و جرح حديث همين مسند جليل الشّأن فتادن و توهين و تهجين رجال مسند آن آغاز نهادن ، داد تهافت و تناكر قبيح و تناقض و تنافر فضيح دادن و بموقف تعنيف و تأنيب و تعيير و تثريب أرباب عقل و إنصاف ستادن به نحوى كه در أنظار أرباب ألباب و أبصار بديع و عجيب و طريف و غريب مىنمايد ؛ بكمال انجلا و اسفار واضح
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 859
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٨٥٩