پس پسند كردند آن را ، چنانچه ابن أثير در « جامع الاصول » بترجمهء ترمذى گفته :
[ قال التّرمذىّ رحمه اللَّه : صنّفت هذا الكتاب فعرضته على علماء الحجاز فرضوا به ، و عرضته علىّ علماء العراق فرضوا به ، و عرضته على علماء الخراسان فرضوا به ، و من كان فى بيته هذا الكتاب فكأنّما فى بيته نبىّ يتكلّم ] .
و اين افادهء ترمذى را ذهبى در « تذكرة الحفاظ » و ولىّ الدّين الخطيب در « رجال مشكاة » و عبد الحق دهلوى نيز در « رجال مشكاة » و أبو مهدى ثعالبى در « مقاليد الأسانيد » و مصطفى بن عبد اللَّه القسطنطينى در « كشف الظنون » و شاه صاحب در « بستان المحدّثين » هم نقل كردهاند ، و عبارت شاه صاحب بترجمهء ترمذى اين ست :
[ ترمذى گفته است كه : من هر گاه از تصنيف اين جامع فارغ شدم أوّل آن را به علماى حجاز شريف نمودم ايشان همه پسند فرمودند ، بعد از آن پيش علماى عراق بردم ايشان نيز متّفق الكلمة آن را مدح كردند ، بعد از آن بر علماى خراسان عرض كردم ايشان نيز رضامند شدند ، بعد از آن آن را ترويج و تشهير نمودم . و نيز گفته كه هر كه : در خانه او اين كتاب باشد پس در خانه او گويا پيغمبريست كه تكلّم مىكند ] انتهى .
و هر گاه حديث ثقلين را در مثل اين كتاب عاليشان كه مرضيّ و مقبول علماى حجاز و عراق و خراسانست مروى و مأثور مىباشد ، حرف قدح و جرحش بر زبان آوردن بچه حدّ مخالفت اين همه عصائب علماء أعيان و طوائف خبراى اين شان نمودن و أبواب عذل و ملام أرباب عقول و أحلام بر روى خود گشودن خواهد بود ، و اللَّه الواقى عن زيغ ارباب الجحود .
سيزدهم آنكه آنفا از افادهء علّامهء طيّبي در « كاشف - شرح مشكاة » واضح شده كه أهل شرق و غرب بر صحّت ما فى « الصّحاح السّتّة » اتّفاق كردهاند و مكرّر دانستى كه حديث ثقلين در صحيح ترمذى كه يكى از همين صحاح ستّه است بطرق عديده مذكورست پس آن هم باتّفاق أهل شرق و غرب صحيح خواهد بود . پس اگر بعد اتّفاق أهل شرق و غرب بر صحّت حديث ثقلين هم متعصّبى در بطلان زعم ابن الجوزى ريبى داشته باشد ؛
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 852
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٨٥٢