يعنى قوله صلى اللَّه عليه و سلّم : اسمعوا ، و أطيعوا ،
و هذا مع ثقة رجال إسناده حين شذّ لفظه من الأحاديث المشاهير أمر بالضّرب عليه ، فكان دليلا على ما قلنا ] .
ازين عبارت كالنّار على العلم و النّور فى الظّلم واضح و لائحست كه اين مسند معتمد و تأليف مستند در كمال فضل و جلالت و اعتبار و اعتمادست و همه أحاديثش قابل حجيّت و موصوف بصحّتست كه خود سبكى آن را أصلى از اصول اين امّت مرحومه گفته و از أبو موسى مدينى نقل كرده كه او اين مسند را أصل كبير و مرجع وثيق براى أصحاب حديث گفته و ارشاد نموده كه إمام أحمد آن را از أحاديث متكاثره و مسموعات وافره منتخب فرموده و براى راغبين و مقتدين إمام معتمد و براى تنازع متنازعين ملجأ و مستند گردانيده ، و استدلالا على هذا المقال بإسناد ثقات رجال نقل كرده كه برادر زاده إمام ممدوح روايت فرموده كه إمام أحمد بأولاد خود گفت كه اين « مسند » را زياده از هفت لك و پنجاه هزار حديث برگزيدهام ، پس آنچه مسلمين در آن نزاع كنند به اين مسند رجوع آريد ، اگر در آن باشد يعنى پس حجّت است و إلّا حجّت نيست . و از پسر إمام أحمد آورده كه هر گاه او به پدر خود عرضداشت آنچه حاصلش آنست كه با وصف كراهت طبع شريف از تصنيف مسند پرداخت ؟
در جواب فرمود آنچه حاصلش اين ست كه اين مسند را إمام و پيشواى خلايق گردانيدهام كه هر گاه اختلاف ورزند بسوى آن رجوع آورده شود . و نيز أبو موسى افاده كرده كه إمام أحمد درين مسند روايت نكرده مگر از كسى كه صدق و ديانت او بثبوت پيوسته و از روايات كسانى كه در أمانت ايشان طعن كردهاند دست برداشته ، و برين دعوى قول پسر إمام أحمد را سند آورده كه او پرسيد پدرش را از حال عبد العزيز بن أبان ، او در جواب گفت كه : چيزى ازو در مسند اخراج نكردهام هر گاه او حديث مواقيت را روايت كرد او را ترك كردم . و نيز أبو موسى افاده كرده كه إمام أحمد در متون و أسانيد مسند احتياط به كار برده و در آن غير أحاديث صحيحة السّند وارد نساخته ، و استدلال كرده برين دعوى به آنچه حاصلش آنست كه إمام أحمد به اين مرتبه تنقيد و تحقيق و احتياط به عمل آورده كه بعضى از أحاديث را با وصف
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 827
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٨٢٧