تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 660

مساهمون:

ص٦٦٠
او رسيدند مرا بيرون در نشانده و خود درون در آمده مشغول مراقبه گشتند ، دير شد كه بر نيامد نظر درون انداختم ديدم كه صورتى جميل از قبر برآمده‌ست و ايشان تملّقات غريبه و تعشّقات عجيبه دارند ! از صورت اين معامله بىاختيار صيحه زدم كه باعث احتجاب آن صورت شد ! ايشان برخاستند و دست مرا گرفتند و گفتند بياييد ميان ، شيخ عبد العزيز برخيزيد به خانه رويم هواى بارانست مبادا كتابها كه بيرون خانه داشته آمده‌ام تر شوند . نقلست كه ايشان را مرتبه ثانى از مكّه بدهلى اتّفاق مراجعت افتاد ، در أثناء راه عمّان را طوفانى عظيم و شورشى سخت پيدا شد و نزديك آمد كه كشتى غرق شود ، مردانى كه بارها سفر دريا ديده بودند بر خود بلرزيدند و دست از جان شسته از حيات نوميد گشتند ، ايشان در آن حال بتلاوت مشغول بودند غبارى بر دل ايشان ننشست و گرد فتورى بر دامن ايشان راه نيافت . أهل كشتى التماس دعا كردند ، فرمود : من از حضرت رسالت پناه صلعم أمانت سلام به دو فرزند دارم و بقدوم دو فرزند صالح مبشّرم و هنوز أمانت سلام به آن دو فرزند نرسانيدم و آن دو فرزند ديگر بوجود نيامده‌اند سلامت خواهم رفت و كشتى را آسيب نخواهد رسيد . زمانى نگذشت كه طوفان فرو نشست و كشتى بسلامت ماند ! ] . إلى أن قال بعد نقل شطر من خوارقه : [ وفات ايشان در سال نهصد و سى و دو كه عدد « شيخ حاجى » موافق آنست واقع شد و همان روز كه پادشاه بابر بدهلى درآمد ، و كان يوم الاستفتاح جمعة كان أو سبتا ، مزار ايشان در جوار مقبرهء متبرّكهء شاه عبد اللَّه قرشى ست ، عمر شريف ايشان شصت و سه سال بود ] . فهذا عبد الوهاب البخارى بارعهم النّحرير ، و عارفهم الخبير ، المفسّر عندهم للكتاب العزيز أحسن تفسير ، الموشي كلامه بأزين توشية و تحبير ، المخصوص لديهم بالكرامة الباهرة أوان التّحرير و التّسطير ، المعطّر على ما يقولون بأكمل التّعبيق و التّعطير ، قد روى هذا الحديث المشرق المنير المزهر المستنير ، فأورده فى تفسير آية المودّة ، إرشادا للنّاظر البصير ، و عزّى تخريجه إلى جهبذيه إفحاما لكلّ مستريب منبر بالنّكير ، فلا يصدف عن الإيقان به إلّا الجاحد الغرير ، و لا ينكبّ
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 660 | السيد مير حامد حسين الهندي