تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
و تكميل رسيده بهدايت و ارشاد مشغول گشتند ، روزى در ملتان در مجلس وعظ پير خود شيخ صدر الدّين نشسته بودند ازو شنيدند كه دو نعمت عظمى در دنيا موجودست كه ( بهترين . صح . ظ ) جميع نعمتهاست ، يكى : تلاوت قرآن مجيد كه حق تعالى بيواسته بدان متكلم ست و مردم آن را در نمىيابند . دوم : طواف حرمين شريفين كه وجود مبارك مصطفى صلعم در آن أمكنهء شريفه بصفت حيات موجودست و خلق از آن غافل است . شنيدن اين سخن همان بود و اختيار سفر حجاز همان هر چند اهليّت ايشان كه صبيّه شيخ صدر الدّين بوده هم در آن أيّام در عقد نكاح ايشان آمده منع نمود فائده نداد والدهء ماجدهء وى نيز از شيخ التماس كرد كه هنوز از كدخدائى ايشان بيش از چهار ماه نشده است و عزم سفر دور دراز دارند ، اگر ازين عزيمت بازآيند بعد از چند گاه ديگر روند مناسب مىنمايد . شيخ فرمود : معاذ اللَّه ! من ايشان را براى دختر خود از راه حقّ باز دارم ، پس به راه خشكى شرف زيارت پيغمبر صلعم دريافته به وطن أصلى مراجعت نموده بديپالپور رسيدند شيخ را درنيافتند كه از عالم رحلت فرموده بود و سفر آخرت گزيده بسيار غمگين شدند ، شبى در واقعه ديدند كه شيخ مىفرمايد كه : اى فرزند ! بدهلى رو آنجا وطن گير كه مرشد ظاهرى و پير صحبت تو آنجاست ! ترا ازو نعمتها خواهد رسيد ! به حكم اين اشارت بدهلى آمده سلطان سكندر لوى را نسبت بايشان اخلاص درست پديد آمد شرائط تكريم و تعظيم بجا آورد و از آداب نيازمندى دقيقهء نامرعى نمىداشت ] . إلى أن قال بعد ذكر طرف من أحواله : [ ايشان را بار ديگر از دهلى قصد زيارت حرمين دريافت نموده ، شيخ محمّد مشايخ را بجاى خود نشانده متوجّه أماكن شريفه شدند و بار ديگر به اين سعادت رسيده به حكم بشارت نبوى صلعم بدهلى بازگشتند ، اين بار ايشان را در مدينه اختيار وطن دامنگير شده بود ، روزى از روضهء آن سرور صلعم آوازى شنيدند كه : « يا ولدى ! رح إلى الهند و سلّم ابنيك ! » . و هم درين بار ، بالهامات ربّانى و بشارات نبوى صلعم مشرّف گشتند ، يكى به تزويج فاطمه بنت عبد اللَّه كه از سلطانزاده‌هاى روم بود ترك سلطنت خود نموده در مدينه سكونت داشت و
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 658 | السيد مير حامد حسين الهندي