كه بدان از آن حضرت صلّى اللَّه عليه و سلّم حديث كرده برآر كه آن را ببوسم ! وى برآورد ، تسترى آن را بوسيد . ولادتش در سنهء اثنتين و مائتين بوده ، بارها به بغداد قدوم آورده بعده سكونت بصره اختيار كرد ، و در أكثر بلاد اسلام خصوصا مصر و شام و حجاز و عراق و خراسان و جزيره گردش نموده علم حديث فرا گرفته در حفظ حديث و إتقان روايت و تقوى و احتياط درجهء عالى داشت . يك آستين جامهء او گشاده بود و ديگر تنك ، ازين معنى او را پرسيدند ، گفت : گشاده براى داشتن أجزاى كتابست و ديگر را گشاده داشتن اسرافست ! شاگرد إمام أحمد و قعنبى و أبو الوليد طيالسي و مسلم بن إبراهيم و يحيى بن معين و غيرهم بوده ، ترمذى و نسائى و أحمد بن خلال و غيرهم از وى روايت دارند و از تلاميذ او چهار كس سرآمد محدّثين شدند ، يكى پسرش أبو بكر ، دوّم ابن أعرابى ، سوّم لؤلؤى ، چهارم ابن داسه . إمام أحمد با وجودى كه استاد اوست از وى حديث غيرت ( عتيره . ظ ) را روايت نموده ، و موسى بن هارون كه يكى از بزرگان آن عهدست در حقّ وى گفته : أبو داود در دنيا براى حديث و در عقبى براى بهشت آفريده شد . و أبو حاتم بن حبّان گفته : وى يكى از مقتدايان روزگارست در فقه و علم و حفظ حديث و نسك و ورع و إتقان ، وفات او شانزدهم شوّال سنه دو صد و هفتاد و پنج بوده بعمر هفتاد و سه سالگى در بصره مدفونست . ولدش أبو بكر عبد اللَّه ابن أبى داود از أكابر حفّاظ بغداد بود عالم متّفق عليه إمام ، ابن إمام ، او را كتاب « المصابيح » است ، در شيوخ پدر بمصر و شام شريك بوده ، و در بغداد و خراسان و اصفهان و سجستان و شيراز سماعت كرده ، توفّي سنة ستّ عشرة و ثلاثمائة . و از مصنّفان صحيح ، أبو على حافظ نيسابورى و ابن حمزهء أصفهانى به دو احتجاج كردهاند . ابن خلّكان گفته : سجستانى بكسر سين مهمله و جيم و سكون سين ثانيه و فتح تاى مثناة فوقيه و بعد ألف نون ، نسبت است بسوى سجستان إقليم مشهور ، و قيل : بل نسبة إلى سجستان أو سجستانة قرية من قرى البصرة ، انتهى . در « بستان المحدّثين » برينقول وى اعتراض كرده و گفته كه ابن خلّكان با وجود تاريخ دانى و تصحيح أنساب ، درين نسبت او را غلط افتاده ، شيخ تاج الدّين سبكى بعد نقل عبارت وى گفته است : هذا وهم ، و الصّواب
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 195
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص١٩٥