تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
عليهم السلام در كتب سنيه با كمال نيز كذبيست محيّر ابليس و مخجّل دجال و دور تر چرا بايد رفت اعتراف خود مخاطب باظهار امام موسى كاظم عليه السلام دعوى خود و آباء طاهرين خود را با مهدى عباسى و اسلاف او بابت خلافت نه بابت فدك تنها واضح و روشن و لائح و مبرهنست و پر ظاهرست كه هر گاه دعوى آن حضرت و آباء طاهرين آن حضرت بابت خلافت نه بابت فدك تنها ثابت شد معنى امامت كه مخاطب تراشيده و بنا بر آن نفى روايت الزام اين امر از ائمّه اطهار عليهم السلام درآئيده و نغمات ديگر افادات بىثبات سراييده باطل و مضمحل و محض سراب و نقش بر آب و متزلزل گرديده پس بايد دانست كه در مجموع فتاواى مخاطب كه پيش مولوى عبد الحى خلف مولوى عبد الحليم سهالى لكهنوى موجودست و نسخه از آن به خط بعض فضلائى اهل سنت قبل ازين بدست حقير افتاده بودند مذكورست كه حضرت او بجواب سائلى كه ذكر حديث كافى متضمن طلب امام موسى كاظم عليه السلام فدك را از مهدى عباسى و ذكر حدود ان مىفرمايد اصل اين قصّه كه در كتب اهل سنت واردست اينست كه روزى مهدى عبّاسى با امام موسى كاظم بطريق مباسطت گفت همگى دعوى شما بر ما بابت فدكست بياييد تا فدك را بر شما رد كنم ايشان فرمودند حدّ اوّل سمرقندست و حدّ دوم افريقيه و حدّ سوم كناره درياى شور از طرف عدن تا اقصاى يمن و غرض ايشان آن بود كه دعوى ما با شما بابت خلافتست نه بابت فدك فقط انتهى به قدر الحاجة قوله بلكه ياران چيده و مصاحبان برگزيده خود را بان فيض خاص مشرف مىساختند و هر يكى را به قدر استعداد او به اين دولت مىنواختند اقول مخاطب پهن ديده زمان ديده دهن دريده گرم و سرد و حر