تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
و باظهار برائت فقهاى مزعومى و مجتهدين موبدى ؟ خود از تشبث و تمسّك بعروهء وثقاى اتباع اهلبيت عليهم السلام بدست خود آتش در خرمن خود انداخته و اصلا استحيا و آزرم و استنكاف از ظهور اعتراف بانحراف اسلاف و اخلاف سراسر اعتساف خود از عمل بحديث ثقلين كه مخاطب عمدة الاشراف بناى ابواب عديدهء خود نه بر ان گذاشته برداشته در باب چهارم مىگويد فائدة اخرى اجل من الاولى و لقبناها بسعادة الدارين فى شرح حديث الثقلين فمن شاء فليجعلها مع الابواب الخمسة التى بعدها رسالة عليحده بايد دانست كه باتفاق شيعه و سنى اين حديث ثابتست كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و سلم فرمود انّى تارك فيكم الثقلين ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا بعدى احدهما اعظم من الآخر كتاب اللَّه و عترتى اهل بيتى پس معلوم شد كه در مقدمات دينى و احكام شرعى ما را پيغمبر حواله به اين دو چيز عظيم القدر فرموده است پس مذهبى كه مخالف اين دو باشد در امور شرعيه عقيدة و عملا باطل و نامعتبرست و هر كه انكار اين دو بزرگ نمايد گمراه و خارج از دين حالا در تحقيق بايد افتاد كه ازين دو فرقه يعنى شيعه و سنى كدام يك متمسك به اين دو حبل متينست و كدام يك استخفاف اين دو چيز عاليقدر مىكند و اهانت مىنمايد و از درجه اعتبار ساقط مىانگارد و طعن در هر دو پيش مىگيرد براى خدا اين بحث را به نظر تامل و انصاف بايد ديد كه طرفه كارى و عجب ماجراييست الخ و نيز در همين باب امامت بجواب حديث ثقلين گفته و همين قسم حديث مثل اهل بيتى فيكم مثل سفينة نوح من ركبها نجى و من تخلف عنها غرق دلالت نمىكند مگر بر آنكه فلاح و هدايت مربوط بدوستى ايشان و منوط باتباع ايشانست و تخلف از دوستى و اتباع ايشان موجب هلاك