تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
خلقت انا و علىّ من نور واحد علىّ منّى و انا منه و از امتزاج احكام شرائع مصطفوى و اعلام حقائق مرتضوى نجوم مشارب اذواق اعيان اوليا عليهم السّلام ظاهر شد و آنكه سيّد انبيا در حق مهتر اصفيا فرمود كه انا و انت ابو هذه الأمّة اشارت بدينمعناست زيرا كه منبع اسرار معارف توحيد و مطلع انوار معالم تحقيق اوست و حصول كمال درجات اسرار جميع اهل كشف و شهود از ينبوع هدايت او بوده و هست و خواهد بود كه انا المنذر و علىّ الهادى و بك يا على يهتدى المهتدون چون اين سر بر تو مكشوف شود بدانى كه طوالع انوار حقائق هر دلى مقتبس از مشكاة ولايت عليست و با وجود امام هادى متابعت غيرى از احوليست انتهى ما اردنا إيراده نقلا عن نسخة عتيقة و محمّد بن يحيى بن على الجيلانى اللّاهجى النّوربخشى در شرح گلشن راز كه نسخه عتيقه آن پيش نظر فقير حاضرست مىفرمايد زهر سايه كه اول گشت حاصل در آخر شد يكى ديگر مقابل يعنى چنانچه از سير و دور خورشيد حقيقت آن حضرت در نقاط درجات ارتفاع از جانب مشرق نبوّت از هر نقطه سايه و تعيّن كاملى ظهور يافته بود تا به زمان آن حضرت كه وقت استوار بود رسيد و سايه پنهان شد و چون آن خورشيد از استوار درگذشت و روى بجانب انحطاط كثرت كه زمان ولايتست كرد هر آئينه در دائره ارتفاع و انحطاط در مقابل هر شخصى از اشخاص انبيا عليهم السّلام تعيّنى و تشخصى از اوليا واقع تواند بود چه در دائرهء در مقابل و محاذى هر نقطه از نقاط شرقى نقطه از نقاط غربى البتّه مىباشد مثال آنكه نسبت با زمان حضرت رسالت محمّدى عليه السّلام در جانب نبوّت كه بمثابه مشرق تصوّر نموده شد هيچ بنى مرسل از حضرت عيسى عليه السّلام اقرب نيست كه انى اولى النّاس بعيسى بن مريم فانه ليس بينى و بينه نبىّ يعنى نبى كه داعى خلق به حق باشد كه عبارت از نبى مرسلست