تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
كه ايشان مذهب ابو حنيفه و شافعى و مالك و احمد اختيار مىكنند و مذهب ائمه را اختيار نمىكنند حال آنكه ائمّه احق‌اند باتباع به چند وجه اول آنكه اينها جگر پاره‌هاى رسول‌اند و در خانهء رسول پرورش يافته و امين در رسوم شريعت را از طفلى ياد گرفته و مثل مشهورست اهل البيت ادرى بما فيه دوّم آنكه در حديث صحيح كه نزد اهل سنت نيز معتبرست امر باتباع ايشان وارد شده قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلّم انّى تارك فيكم الثقلين ان تمسّكتم بهما لن تضلوا بعدى كتاب اللَّه و عترتى اهل بيتى و قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلّم مثل أهل بيتي فيكم كمثل سفينة نوح من ركبها نجى و من تخلّف عنها غرق سوم آنكه بزرگى ائمّه و علم و تقوى و عبادت و زهد ايشان متّفق عليه است سنّى و شيعه هر دو قاتل‌اند بخلاف ديگران و هر كه بالاتفاق به اين بزرگيها موصوف باشد اولى و أليق باتباعست از كسى كه در بزرگى او اختلاف باشد جواب اين كيد آنكه امام نائب نبيست و نائب نبى صاحب شريعتست نه صاحب مذهب زيرا كه مذهب نام راهيست كه بعضى امّتيان را در فهم شريعت گشاده شود و بعقل خود چند قاعده قرار دهد كه موافق آن قواعد استنباط مسائل شرعيّه از ماخذ آن نمايد و لهذا محتمل صواب و خطا مىباشد و چون امام معصوم از خطاست و حكم نبى دارد نسبت مذهب به او نمودن هيچ معقول نمىشود و لهذا مذهب را بسوى خدا و جبريل و ديگر ملائكه و انبيا نسبت كردن كمال بيخرديست بلكه فقهاء صحابه را كه نزد اهل سنّت بيقين افضل‌اند از ابو حنيفه و شافعى صاحب مذهب نمىدانند الى ان قال و حقيقة الامر اين ست كه منصب امام اصلاح عالمست و ازالهء فساد پس در ؟ ؟ ؟ كه قصور بايانا تكميل فرمايد و آنچه بر روش صواب باشد بر حال خود بگذارد تا تحصيل حاصل و اهمال ضروريات لازم نيايد پس حضرات ائمّة در زمان خود اهم مهمات مقدمه و سلوك طريقت را ساخته‌اند