تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
بوده اقول مخاطب گويا بلفظ گويا از قطع و جزم سابق و يقين و حتم غير لائق كه از ان اذعان و ايقان او بحمل شيخين كمالات نبوت را و جارحيت ايشان براى كمال انبيا ظاهرست تنزل و هبوط و تردى و سقوط بحضيض شك و ارتياب و القاء ستر و حجاب بر مرام دور از كار و حساب فرموده كمال انبساط و ارتياح و نهايت جذل و انشراح ارواح و سمن احباء و اشباح معتقدين پر ارياح خود را مبدل بحزن و ملال و كمد و كلال فرموده فللّه درّه و عليه اجره و اگر بفرمايد كه مراد ازين لفظ نه ارتياب و تشكيك و ابداء وهن ركيكست بلكه غرض از لفظ گويا تشبيه و تمثيل و تحقيق و اثبات تسويه در هر دو طريقست پس قطع نظر از آنكه قبل ازين مخاطب نبيه بر فهم مساوات از تشبيه نهايت تشنيع و كمال تسفيه برپا ساخته و در باب يازدهم كسى را كه از تشبيه مساوات بفهمد در اطفال صغير السّن داخل ساخته و از مميّزين اطفال فضلا عن فحول الرّجال خارج ساخته وارد مىشود بر ان كه اين بناء فاسد بر فاسد و تفريع بارد بر دعوى كامدست اولا بودن اين مقاتلات بر تنزيل قرآن و بودن آن من جميع الوجوه مرضى و پسنديده سرور انس و جان صلّى اللَّه عليه و آله ما اختلف الملوان ثابت نمايد بعد آن لب با دعاى بودن زمان شيخين عالىشأن بقيّهء زمان نبوّت هادى راه ايمان صلّى اللَّه عليه و آله ما طلع القمران گشايد و فكرى بفرمايد براى دفع لزوم ثبوت اين صفت جليله اعنى بودن بقيّهء زمان نبوّت براى زمان مثل معاويه و يزيد و ديگر سلاطين اهل حيف و جور شديد له مقاتلات كفار و فتح بلاد اشرار در زمان ايشان واقع شده قوله و زمان حضرت امير ابتداى دوره ولايت شده اقول مخاطب با فطانت و لوذعى پر كياست براى اظهار كمال صفا و ولايت با شاه ولايت ادعاى بودن زمان آن حضرت ابتداى دورهء ولايت در حقيقت تخديع ارباب بلاهت و اضلال ارباب سفاهت آغاز نهاده و زيرا كه بسبب
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 189 | السيد مير حامد حسين الهندي