تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
جليل الفخار كما فى تشييد المطاعن للوالد الماجد احلّه اللَّه دار القرار دعوى ابطال اطّلاع بر قصّه آغاز نهاده چنانچه زبان بلاغت ترجمان را به اين صياح و نباح و زلل صراح و خلل بواح گشاده و آنچه گفته‌اند كه عمر اين كلمه گفت آرى وجه رجل لا يفضح اللَّه به رجلا من المسلمين غلط صريح و افتراى قبيحست بر عمر ارى مغيره بن شعبه اين كلمه در آن وقت گفته بود و هر كرا نوبت بجان مىرسد چيزها مىگويد و تملّقها مىكند اگر شاهد حسبة للّه براى گواهى آمده بود او را پاس گفته مغيره چرا بود و مع هذا اگر شاهد پاس مدّعى عليه نموده اداى شهادت بواجبى ننمايد حاكم را نمىرسد كه از و بجبر و اكراه اداى شهادت بر ضرر مدّعى عليه طلب كند در هيچ مذهب و هيچ شريعت و بالفرض اگر اين كلام مقوله عمر باشد پس از قبيل فراست عمريست كه بارها بقرائن چيزى دريافته مىگفت كه چنينست و مطابق آن واقع مىشد از كجا ثابت شود كه بحضور شاهد گفت و او را شنوانيد و باز هم ارادهء آنكه شاهد از شهادت ممتنع شود در دل داشت بچه دليل ثابت توان نمود اراده از افعال قلبست هو اطّلاع بر افعال قلوب خاصّهء خداست قوله و بر همين قياس امتياز كمالات باطنه شخص كه آيا از قسم كمال انبياست يا از جنس كمال اوليا بجارحيت او يكى درين دو كارخانه عمده حاصل مىشود اقول ظاهرست كه اين قياس متين الاساس كه مؤيّد است بافادات ثلاثه سابقه مخاطب حق‌شناس هوش و حواس ملازمان گردون كرياس او را باخته يعنى باظهار كمال بطلان و هوان و كساد و خسران انكار و ابطال امكان اطلاع بر قصد به اين سبب كه از امور باطنه است كه مخاطب پاك باطن در ربع موهون الاركان و قصر قاصر واهى البنان آن قاطنست پرداخته فضرره عليه اكبر من نفعه و معول استحصانه و استحكامه هادم لدار المخاطب و ربعه قوله و در حديثى كه شيعه نيز در كتب خود آورده‌اند و هو