تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
و مناجزت ولد او با والد ماجد خود مىسپرى و به عين عرفان نمىنگرى كه حضرت او در قرّة العينين و غير آن در باب تعليم طريقت و ارشاد باحوال مقامات سالكين و تنبيه بر غوائل نفس و ترغيب بزهد در دنيا شيخين را تفضيل مىدهد پس شاهصاحب سالك راه عذر صريح النكر شده فرمايند كه من لفظ مروى گشت آورده‌ام كه لفظيست مطلق و دلالت بر صحت و ثبوت ندارد و نيز براى تسليه و تطييب خاطر اين خدع آغاز نهند كه از زياده مروى شدن اين امور از جناب امير المؤمنين عليه السّلام لازم نمىآيد افضليّت آن جناب بر شيخين درين امور چه جائزست كه در شيخين اين امور زياده‌تر متحقق باشد ليكن مروى نشده ليكن بخاطر مبارك ايشان نرسيد كه اين اعتذار دور از كار و احتيال سراسر اختلال را حتم سابق و حزم لاحق كه بوجوه شتّى از تحقيق فائق‌شان ظاهرست هباء منثورا مىسازد و گلويشان را از طعن و تشنيع و مؤاخذه هواخواهان والد ماجدش نمىرهاند چه قول او و حضرت امير حامل كمالات ولايت به نظر سياق كلام دلالت تمام بر اختصاص آن حضرت بكمالات ولايت و انتفاء آن از شيخين دارد و نيز قول او در ما بعد و زمان حضرت امير ابتداء دورهء ولايت شد صريح الدّلالةست بر آنكه ولايت مخصوص بود بجناب امير المؤمنين عليه السّلام و شيخين از ان حظى نداشتند و نيز قول او و لهذا شيوخ طريقت و ارباب معرفت و حقيقت آن جناب را فاتح باب ولايت محمديّه و خاتم ولايت مطلقه انبيا نوشته‌اند دلالت صريحه دارد بر آنكه ولايت محمديه مخصوص بآنحضرت بوده كه آن حضرت فاتح باب آنست و نيز قول او و ازينست كه سلاسل جميع فرق اولياء اللَّه بآنجناب منتهى مىشود و مانند جداول از بحر عظيم منشعب مىگردد و دلالت صريحه دارد بر اختصاص انتهاء سلاسل جميع فرق اولياء اللَّه بآنجناب و ديگر دلائل اختصاص اين فضيلت عظيمه بآنحضرت از كلام او ظاهرست