تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
صلّى اللَّه عليه و سلّم فرزندان و جگرگوشگان را ايذا مىرسانند و با اهلبيت رسول ص كه در جزئيت و بعضيت ايشان با مصطفى كسى را خلاف نيست عداوت جانى افتاده چنان كه بعضى را از ايشان زهر داده و بعضى را به تيغ كشانيده و بعضى را اسير گردانيده تعزير مىكنند و هواخواهان و دوستان ايشان را مىرنجانند و مىكشانند و هر كه نام ايشان بدوستى مىكرد برمىاندازند و بر منابر لعن بر اهلبيت مىكنند مسلمانند يا نى بعضى از ياران مصطفى صلّى اللَّه عليه و سلّم كه امروز در صدر حيات‌اند اين مسئله چرا حل نمىكنند امام شعبى روى به وزير عبد الملك كرد و در ان مجمع گفت كه من و جماهير تابعين حيران و متحيّريم و نمىدانيم كه خلفائى بنى اميّه كه معاويه و عبد الملك از ايشانند بدين چيزهاى معظم داشت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و سلّم و بدانچه ايشان اعياد و جمعات و حج برپا مىدارند و ظاهر نماز مىگذارند دشمن مىگيريم و ايشان را مسلمان ندانيم و از منافقان شماريم و بر ايشان لعنت فرستيم كه ايشان براى مصلحت روان شدن مملكت و صلاح دولت احكام شرع بپاميدارند پس امام شعبى گفت كه از نقل مصطفى صلّى اللَّه عليه و سلّم پنجاه سال برآمده چند نفر معمّر مانده‌اند و از ان تاريخ كه در كربلا حسين بن على عليهما السّلام و ديگر فرزندانش يزيديان آن چنان حادثه كردند و زار زار كشتند و آنان كه از اهلبيت زنده مانده بودند ايشان را طريق اسيران و بنديان در دمشق آوردند ياران پيغمبر صلّى اللَّه عليه و سلّم كه زنده بودند چون اين واقعه شنيدند از ان تاريخ باز روى خود به هيچ مسلمانى نه نموده‌اند و ترك جمعه و جماعت و اعياد كردند و بعضى درون خانه منزوى و بعضى ترك خانه و زن و فرزندان كرده در كوه دور دست رفتند و در مصيبت اهلبيت مشغول شده‌اند و ترك مخالطت و سخن گفتن