با مردمان دادند من كه شعبىام از بعضى ايشان پرسيدم كه شما جمعه و اعياد و حج چرا ترك داديد و انزوا بكلّى اختيار گرديد ايشان گفتند ما روى اين چنين امّت كه ظاهر كلمه گويند و نماز گزارند و جگرگوشان رسول را بكشند و بواسطهء دنيا كفر و نفاق خود مستور دارند نتوانم ديد از گاه آدم الى يومنا هذا آنچه ازين امّت آمد از هيچ امّتى نيامده اگر چه امّتان پيشين انبيا را كشتند اما بر دين ايشان مقر نماندند اما كسى در جهان ياد ندارد قومى كه خود را مسلمان خوانند به ظاهر كلمه و عمل بر شريعت جد ايشان كنند و جگرگوشان پيغمبر را زار زار بكشند و سرها كه در كنار مصطفى بوده و پرورده شده آن را بريده و بر نيزه بسته و دختران و اطفال ايشان را بطريق بنديان بروند اگر محمّد رسول اللَّه ص رحمة للعالمين نبودى ازين حادثه هيچ يكى از امت زنده نماندى و جمله مسخ و نسخ شدندى و چنان قهر منزل شدى كه هيچ جنبنده در ربع مسكون زنده نماندى پس صحابه گفتند بعد از ماجراى مذكور چگونه باشد كه ما روى اين امّت به بينيم ما ياران رسولايم و مصطفى را در صدر حيات خدمت كردهايم عزيز من اگر از قومى يك نفر عاصى باشد همه قوم شرمنده گردد و از زنان يك زن اگر زنا كند همه زنان شرمنده گردند زيرا چه اگر يك دانهء ديگ با نمك و بىنمك پخته و خامست بر تمام ديگ همان حكم كنند پس وزير عبد الملك و اميران ديگر چون اين قصّه را از امام شعبى شنيدند انديشه كردند و دريافتند كه متغلبان بنى اميّه را با وجود ايذا و جفا و قتل و سفك دم اهلبيت ع مصطفى دعوى ايمان نفاقست و هر كه ايشان را دوست دارد و با ايشان پيوند داد گمراه محض باشد پس وزير و حاضران مجلس از سر كلمه بگفتند و مسلمان شدند و زير دست از وزارت برداشت و بتوبه و انابت گراييد انتهى ازين عبارت ظاهرست كه حسب افادهء شعبى خلفاى بنى اميّه را اتيان احكام شرع و تعظيم جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و اقامت اعياد و جمعات و بر پا داشتن حج و گزاردن نماز با وصف
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 178
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص١٧٨