تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
و قضاياى مشكله بجناب حلّال مشكلات عليه و آله آلاف التّحيّات و التسليمات در غايت وضوح و ظهور و قول او لولا علىّ لهلك عمر و قضيته و لا ابا حسن لها و اعوذ باللّه من معضلة ليس لها ابا الحسن نهايت شايع و مشهور پس در حقيقت ترويج اين احكام و اصلاح امور ملّت متينة النظام از جناب امير المؤمنين عليه و آله الكرام آلاف التّحية و السّلام واقع شده نه از شيخين منهمكين در مجانبت از اطلاع و وقوف بر احكام ملك علّام و ذهول و غفول از ارشادات سرور انام صلّى اللَّه عليه و آله العظام ما انهمر غمام و هطل و كلم و بالجملة فادّعاء الاصلاح و الترويج غير صالح للاصلاح و الترويج بل هو كغيث اعجب الكفّار نباته ثم يهيج و معهذا مجرّد ترويج احكام شريعت و اصلاح امور ملّت بدون ايمان مفيد نيست و شيعه از اصل ايمان شيخين تسليم نكنند تا اين امور را بر تقدير تسليم متثبت فضيلت دانند و نيز نزد شيعه چون شيخين غاصب خلافت حق بودند پس ايشان هر فعلى كه مىكردند در ان گنه‌كار بودند خواه جهاد خواه حكم بين النّاس الى غير ذلك و امثال ايشان مثل غاصبيست كه مال مردم غصب كرده در تعمير مساجد و مدارس و انفاق بر مساكين و قهر كافرين و كبت معاندين صرف كند كه بلا شك آن كس در اين همه امور گنه‌كار و مستوجب عذاب و عقاب پروردگارست نه مستحق ثواب و مدح اخيار و ملك العلماء دولت‌آبادي در هداية السعدا گفته و در دستور مىگويد امام شعبى را پرسيدند كه يزيديان اهل قبله و درود بر مصطفى مىگويند و مىآرند كه از بنى اميّه كسى شنيد موى محاسن مصطفى صلّى اللَّه عليه و سلم شخصى مىآرد آن مروانى چند گروه پا برهنه پياده رفته آن صندوق كه در ان شعر مبارك بود بر سر خود نهاده در شهر درآمد و هفت روز طبل زد و شادى نمود حكم ايمان ايشان چيست گفت مردى كفش مصطفى بر سر گرفته و كفش از مصحف ساخته و سم خر عيسى در زر و جواهر كرده در گردن بندد و مادر عيسى ع را
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 175 | السيد مير حامد حسين الهندي