تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
بزنا نسبت كند هر چه حكم اين مردست همان حكم آن مروانيست پيش مصطفى صلّى اللَّه عليه و سلّم مردمان به نماز مىآمدند و بتان در بغل مىداشتند اين چنين نماز نماز نيست
وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً وَ تَصْدِيَةً
ازين عبارت ظاهرست كه حسب افادهء امام شعبى حال يزيديان كه اهل قبله و درود بر جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مىگويند و حال بعض بنى اميّه كه براى تعظيم و تبجيل موى مبارك محاسن جناب سرور كائنات عليه و آله آلاف التّحيّات چند گروه پا برهنه پياده رفته و آن صندوق را كه در ان شعر مبارك بود بر سر خود نهاده در شهر آمد و هفت روز طبل زد و شادى نمود برابرست با حال شخصى كه كفش جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را بر سر گيرد و معاذ اللَّه كفش خود را از مصحف سازد و در پا اندازد و نيز مماثلست با حال شخصى كه سم خر عيسى عليه السّلام را بزر و جواهر مزين ساخته در گردن بندد و مادر حضرت عيسى عليه السّلام را العياذ باللّه افترا و اتّهام ارتكاب حرام نمايد و نيز در زمان جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مردمان به نماز مىآمدند و بتان در بغل مىداشتند نمازشان نماز نبود بلكه صلاة ايشان عين مكاء و تصديه پس همچنين اهل حق دربارهء آنچه دعوى مىكنند حضرات سنّيه براى شيخين از ورد و درود و قيام و قعود و ركوع و سجود و اهتمام ايشان در ترويج احكام و اصلاح نظام دين محمود تقرير خواهند كرد حرفا به حرف
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ
و نيز ملك العلماء در هداية السّعدا گفته در خزانهء جلالى مىگويد نقلست از غرر السّير امام الثعلبى روزى وزير عبد الملك مروان كه از پادشاهان بزرگ و شرف مروانيان بود از امام شعبى كه از اجلّهء علماء تابعين بود پرسيد كه شما اين مسئله كه ميان امّت مشكل شده چرا حل نمىكنيد كه خلفاى بنى اميّه چنانچه يزيد و ديگران با وجود اتيان احكام شرع و تعظيم‌داشت مصطفى