خروج اكابر اهل مكّه كه صحابيّت ايشان و هم اسلامشان از قول خود حضرت ابن الخطاب ظاهرست مقبول طبع وقتپسند آن خليفه ارجمند نباشد اسلام خود او و اول و نظرايشان و جد و جهدشان در جهاد ارباب كفر و عناد و سعى و كوشش در فتح امصار و بلاد چگونه مقبول اهل حق و يقين و مرضى و ممدوح نزد ارباب دين خواهد بود
فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
اما دعوى خوبتر سرانجام يافتن ترويج احكام شريعت و اصلاح امور ملّت از شيخين پس قطع نظر از آنكه اخراج ثالث از فضيلت ترويج احكام شريعت و اصلاح امور ملّت موجب كمال شكايت و نكايت معتقدين آن كثير الحياء از مخاطب با صفا خواهد بود و فكر دفع و رفع آن عيش ناعم اولياى او را مكدّر و انحراف او را از حضرت او محقّق و مقرّر خواهد ساخت و نيز سلب فضيلت ترويج احكام شريعت و اصلاح امور ملّت از جناب امير المؤمنين عليه السّلام كه مدلول صريح سياق عبارت مخاطب قمقام مربّى نواصب اغثامست دلالت تمام بر كمال علو مقام مخاطب ذو الاحترام در ايمان و اسلام و اتّصاف او بنهايت ولا و صفا و وفا با سرور اهلبيت اصطفا عليهم آلاف التّحيّة و الثّناء دارد پر ظاهرست كه اين ادّعا محض ترويج احكام خديعت و اصلاح امور منافيه شريعت و خرم نظام دين و ملّه و جزم زمام شرع متين الاذلّه است زيرا كه ترويج احكام شريعت و اصلاح امور ملّت فرع علم مسائل و احكام و موقوف بر عثور و اطلاع حقائق حلال و حرامست و ذات عالى صفات شيخين ازين مكرمت بمراحل دور و انهماك اوّل و ثانى على الخصوص در خطايا و عثرات و ابراز غرائب بوادر و هفوات بر ناظر كتاب مستطاب تشييد المطاعن و ديگر مصنّفات اصحاب كرام احلّهم اللَّه دار السّلام غير مستور و نيز رجوع شيخين خصوصا ثانى كثير الاغفال و الرّين در مسائل معضله