تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
اخلاف از تكذيب اسلاف استنكاف مىكنند چه جاى آنكه پسر با پدر اين معامله رو دارد پس مخاطب نحرير را كه خلف ارجمند شاه ولىّ اللَّه‌ست نمىزيبد كه بتكذيب والد ماجد خود برخيزد خصوصا در حالتى كه خود والد ماجد خود و كتابشان ازالة الخفا را بمدح عظيم در همين كتاب در همين باب امامت ستوده باشد بالجمله جناب شاه ولىّ اللَّه در ازالة الخفا عن خلافة الخلفاء از آيات و احاديث و كلام صحابه و قوت تحرير تقرير خود به زور و شورى كه دارند ثابت مىفرمايند كه افضليّت موجب زعامت كبرى است و پارهء از كلام بلاغت نظام شان در منهج اوّل و غير آن منقول گشته پس در مقابله استاد و والد و شيخ المشايخ خود ردّ صريح بر استحقاق افضل براى زعامت كبرى نمودن كار اخلاف برگزيده نيست و مىتوان گفت كه فاضل المعى حرف والد ماجد خود را به جهت مزيد علم و مهارت خود به حساب نمىگرفت و در تكذيب او با آنكه او را آية من آيات اللَّه و معجزة من معجزات رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم قرار داده باكى ندارد لكن اين را چه بايد كرد كه ازين كلام تكذيب شيخين و ذكر صحابه عظام لازم مىآيد اگر از تكذيب والد ماجد خود شرمى و آزرمى نكرده از تكذيب شيخين و ذكر صحابه عظام لازم مىآيد اگر از تكذيب والد ماجد خود شرمى و آزرمى نكرده از تكذيب شيخين و دگر صحابه كه مىانديشيد كه ايشان هم افضليّت را موجب زعامت كبرى مىدانستند
وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ
قوله كما مرّ غير مرّة اقول نعم قد مرّ اثبات لزوم الافضليّة للامامة غير مرّة و كررنا على ابطال زعمه كرّة بعد كرّة و اظهرنا انّ الاقتحام فى هذه الورطة من اقتصاص اثر أبى مرّة و بيّنا ان الانكار البادى الخسار مخالف لافادات والده فى الازالة و القرّة فلا يجترئ على التّفوه بالجحود الا من ضعف مريرته و منى بالخبط و العِزة و لم يفرق بين الذّرّة و الدّرّة و غفل عن الحقّ و التّامّل بالمرّة

تفضيل حضرت امير بر خلفاى ثلاثه وقتى ثابت مىشود ازين حديث كه آنها مساوى نباشند با انبياى مذكورين در صفات مذكوره و رد آن

قوله چهارم آنكه تفضيل حضرت امير بر خلفاى ثلاثه وقتى