تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
را كه مخاطب در رد و توهين و تهجين آن مبالغه نموده تا آنكه از مرتبه ضعاف غير مقبوله و مطعونات و مجروحات معلوله پستر گردانيده نفى مطلق آن نموده حاكم در تاريخ خود كه ممدوح ائمّه سنّيه است روايت كرده پس تشبث بروايت حاكم درين مبحث نمودن جلدتر بلا حاجت مراجعت بمباحث مقامات ديگر گو از همين باب باشد فضلا عن غيره من ابواب هذا الكتاب المبدى للعجب العجاب خبر از كمال فهم و دانش و سقيفه سازى و آتش‌اندازى ملازمان عاليشان دادنست وا عجباه هر گاه حاكم حديث تشبيه را در حق وصىّ بر حق موافقا لغيره من الاعلام و الصّدور الحذاق و المحقّقين و المنقدين السّبّاق نقل كند او را با ديگر مشاركين او مثل احمد بن حنبل و عبد الرزاق و امثال ايشان از اساطين دين سنّيه مشهورين فى الآفاق از اهل سنت خارج گردانند و هر گاه حديثى را در حق شيخين روايت كند گو مشاركت مثل احمد و امثال او با او درين باب ثابت نشود او را مقتداى مقبول و از اجله اعلام و فحول گردانند و روايت او بر سر و چشم نهند و رقص و طرب بىسبب بر ان آغاز نهند سوم آنكه والد مخاطب ادعاى تصحيح حاكم اين روايت را نكرده پس ادعاى مخاطب تصحيح حاكم آن را چگونه به غير شاهد مقبول شود و اگر حاكم تصحيح مىكرد والد مخاطب بسبب بريس حاجت چرا ذكر نمىكرد فلا عطر بعد عروس و لا مخبا بعد بوس چهارم آنكه در حديث حاكم تصريح بتشبيه شيخين بحضرات انبيا عليهم السّلام مذكور نيست و مراد از اخوة در فقرهء انّ مثل هؤلاء كمثل اخوة كانوا من قبل كسانىاند كه انبيا عليهم السّلام در حق شان اين كلمات گفته‌اند و اين كلمات دلالت بر مدح آنها كه در حق شان گفته شد ندارد تا دلالت آن بر مدح شيخين متوهم شود اما قول حضرت عليه السّلام پس صراحة در حق كفارست و قول حضرت ابراهيم عليه السّلام
وَ مَنْ عَصانِي
در حق عصاتست و قول حضرت عيسى ع
إِنْ تُعَذِّبْهُمْ
هم دلالت