پناهش تو باش اى خداوند ماه * كه او شد فروماندگان را پناه
كنون بر سر كار بايد شدن * چو دريا گهربار بايد شدن
خلافت معتصم هشت سال و هشت ماه و هشت روز
مرا اين قصهء معتصم گوش كن * شراب معانى به جان نوش كن
بدان تا كنم اصل نسلش درست * ز نامش بگويم شما را نخست
محمد ورا زآن نهادند نام * كه عمزادهء مصطفى بد امام
چو بابش سرافراز مأمون بود * بزرگيش ز اندازه بيرون بود
خليفه بد اندر جهان هشت سال * فزون هشت ماه است بر وى به فال 5
بيفزاى بر هشت مه هشت روز * همين بود شاهيش كشورفروز
ورا مادرى بود رومى كنيز * توانا و بادانش و باتميز
زن پاك را ماهرو نام بود * نماينده چون مه ز چرخ كبود
بزرگى كه اسب سخن رام كرد * امام مثمن ورا نام كرد
چرا ، زآنك بودست هشتم امام * بگويم تو را تا بدانى تمام 10
پدر بر پدر زاو به عباس هشت * رود زاين ورق در بخواهم نوشت
چو هارون بود باب اين دلنواز * ز مهدى به جعفر شود سرافراز
كه منصور القاب نامآور است * ميان بزرگان جهان داور است
محمد بود نام جعفر يقين * از اين نام بد نقش او بر نگين
محمد ز عبد اللّه آمد پديد * به جان نام شاهان ببايد شنيد 15
سرافراز عالم ز پشت على است * على پور عبد اللّه منجلى است
سرافراز عبد اللّه پاكزاد * ز عباس داننده دارد نژاد
به عباس از معتصم هشت هست * به من خيز و بنماى اگر نيست دست
خلافت بدان نامور هشت گشت * از او تا به سفاح بشمار هشت
كسى كاو ز مروان خلافت ربود * سرافراز فرزانه سفاح بود 20
دوم بود بو جعفر خويشكام * كه منصور دارد سرافراز نام
سوم مهدى آن مير باناموجاه * دگر چارمين هادى دينپناه