تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
آورده و به‌بينيم كه سياه رنگند در اين صورت هيچ ضرورتى ايجاب نميكند كه ما شكل غراب بودن را سبب سياهى بدانيم زيرا فرض اينكه ( أ ) سبب ( ب ) نيست اينمعنا را نميرساند كه اقتران مستوعب و فراگير براساس تصادف وجود دارد بلكه همينقدر ميگويد كه اقتران موضوعى ميان شكل كلاغ و سياهى به حكم تصادف تكرار شده است و هم‌چنين اقتران ذاتى ميان اختيار بىنظرانهء تعدادى از كلاغها و سياهى تكرار شده است و چنانچه ديديم تكرار هيچ‌يك از ايندو ، محال نيست . و اگر شرط اوّل موجود باشد و ما در فحص خود همهء افراد كلاغهاى مناطق كوهستانى را فحص نموديم و ديديم كه سياه مىباشد ولى شرط دوم وجود نداشت بدينمعنى كه ما احتمال داديم كه زندگى در منطقهء كوهستانى از عوامل سياهى باشد در اينحالت نيز نميتوانيم به اين نتيجه برسيم كه شكل كلاغ سبب سياهى است زيرا امكان دارد بجاى سببيّت شكل كلاغ از براى سياهى ، زندگى در كوهستان ، سبب سياهى بوده باشد پس نفى سببيّت شكل كلاغ از براى سياهى ، مستلزم آن نخواهد بود كه اقتران مستوعب ، براساس تصادف باشد ، و خلاصهء سخن آنكه فرضيّهء تضادّ چنانچه بر همزمانيهائى كه ميان ( أ ) و ( ب ) هست تطبيق شود و يا همزمانيهائى كه ميان تعيين چشم بستهء ( أ ) و ( ب ) مىباشد تطبيق شود اين تطبيق خطا است و ميتوان آن را ابطال نمود و امّا اگر اين فرضيّهء تضادّ ، بر اقتران مستوعب ، تطبيق شود در اين صورت مثالى و موردى در عالم طبيعت از براى ابطال آن نخواهيم يافت ( زيرا مفروض استيعاب اقتران است ) ولى اين تطبيق نميتواند در بسيارى از موارد ، براساس تفسير دليل استقرائى شود زيرا در بسيارى از استقرائات راهى كه ما را بتعميم‌هاى استقرائى مىرساند براساس مجموعه‌اى از افراد گوناگونى است كه گرد آورده‌ايم ( نه همهء افراديكه داراى يك خصوصيّت باشند مانند كوهستانى بودن ) و بعبارت ديگر استقرائى سالم بر سببيّت .
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 58 | السيد محمد باقر الصدر / سيد احمد فهرى زنجانى