تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
اين اقتران ذاتى ، تحقّق يابد معنايش اين خواهد بود كه اگر ما ( بدون انتخاب ) 9 عدد كلاغ بگيريم و به‌بينيم همهء آنها سياه است ديگر نخواهيم توانست هيچ كلاغ سياهى را بدست آورده‌ايم و هركلاغى كه سياه باشد از دست‌رس ما خارج و از ما گريزان خواهد بود كه مبادا اين تصادف نسبى ده بار تكرار شود . و ممكن است در اينمورد اقتران سوّمى نيز اضافه كنيم به اين ترتيب كه در همين مثال كلاغ ، فرض كنيم كه ما كلاغهائى را مورد فحص قرار دهيم كه در مناطق كوهستانى مسكن دارند نه كلاغهائى را كه در جلگه‌ها زندگى ميكنند در اينفرض ، ما بيك اقتران موضوعى ديگرى برخورد ميكنيم و آن عبارت است از اقتران زندگى در منطق كوهستانى با سياهى . و فرق اين اقتران با اقتران موضوعى سابق كه ميان شكل كلاغ و سياهى بود اين است كه اين اقتران ، شمول و استيعاب داشته و همهء افراد كوهستانى را فراگرفته باشد باينمعنى كه تمامى و همگى كلاغهاى منطقه كوهستانى ملاحظه شده باشد و همگى سياه بوده باشند با اينكه در اقتران موضوعى سابق چنين ملاحظه‌اى انجام نگرفته و همهء كلاغها مورد فحص قرار نگرفته بود . منطق ارسطو براى فرضيّهء تضادّ مورد انطباق بهترى خواهد يافت اگر فرضيّه را اختصاص دهد بتضادّى كه در تصادفات نسبى متماثل از اين قبيل باشد و اقتران موضوعى بتمامى افراد شمول داشته باشد . و بعبارت ديگر : تعداد تصادفات نسبى متماثل ، اهميّتى ندارد بلكه عمده آنست كه اين تصادف در تمامى افرادى كه بيكى از ايندو پديده منتسب است وجود داشته باشد . پس هرجا كه دو پديدهء ( ح ) و ( ب ) باشد و ملاحظه شود كه تمامى افراد منتسب به ( ح ) با ( ب ) اقتران دارد در چنين صورتى محال خواهد بود كه همزمانى ( ب ) و ( ح ) تصادفى باشد . امّا اگر اين استيعاب و شمول در افراد نباشد بلكه تعدادى از افراد منتسب