تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
احتمال نافى را ندارد . 4 - تقييد صورى ساختگى از براى كلّى معلوم بعلم اجمالى در حكم عدم تقييد است و اينچنين تقييد عبارت است از هرقيدى كه انطباقات شيئى مقيّد را محدود نسازد و جميع احتمالات انطباق آن شيىء اين قيد موجود را مستلزم و متضمّن باشد . 5 - هرگاه علم اجمالى شرطى از جزاء غير معيّن در واقع حكايت كند صلاحيّت نخواهد داشت كه با گردآورى تعدادى از ارزش‌هاى احتمالى خود در محور واحد اساس نموّ احتمال قرار گيرد . البته ملاحظه مىشود كه بديههء اضافى دوّم تحديد و تفسيرى است از براى موضوع بديههء اضافى اوّل يعنى از براى اطراف علم اجمالى كه علم بايد بطور تساوى بر آن اطراف منقسم گردد بنابراين آن دو بديهه ، بيك قضيّه بازميگردد كما اينكه بديههء اضافى چهارم مصداق بديههء اضافى سوّم را بيان مىكند . ثالثا : هرگاه دو علم اجمالى پيدا شد كه بعضى از ارزش‌هاى احتمال در يكى از دو علم با بعض ارزش‌هاى احتمال در علم ديگر معارضه كند و بديههء اضافى سوّم ( : حكومت يكى بر ديگرى ) بر آن منطبق نباشد براى تعيين ارزش‌هاى حقيقى احتمال ، بناچار بايد عدد اعضاء هريك از دو علم را در عدد اعضاء علم ديگر ضرب كنيم تا علم اجمالى بزرگترى بدست آورده و براساس آن ارزش احتمال اعضاء دو علم اوّل را تعيين نمائيم و اين را ما قاعدهء ضرب ميناميم و نتيجهء بديهيّات سابقه است نه آنكه خود ، بديهه‌اى باشد . اين بود نظريّهء احتماليكه در بحث آينده دليل استقراء را تنها بوسيلهء تطبيق همين نظريه مورد تفسير قرار خواهيم داد .