تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
بدون توجّه ، يكى پس از ديگرى براى آشاميدن شربت انتخاب نمايد چون شرايط سردرد در اين 9 نفر برحسب تصادف بوده ديگر نخواهد توانست هيچ فردى را كه شرايط سردرد در او نيز باشد انتخاب كند و اين فقط از آن جهت است كه تصادف نسبى در ده بار قابل تكرار نيست گوئى با بودن شرايط سردرد ( پس از انتخاب كوركورانهء نه نفر كه مبتلا بعوارض سردرد بودند ) وجود آن شرايط سبب آن خواهد بود كه آزمايش‌كننده نتواند نفر دهّمى را انتخاب كند و مسلّم است كه هيچ‌كس چنين تضادّى را درك نميكند تا بتوان باستناد درك چنين تضادّى فرضيّه تضادّ را منشأ علم اجمالى ارسطو قرار دهيم . و عين همين بيان را در مورد استقرائى كه متّكى بر ملاحظه و تعداد بسيط باشد ميگوئيم مثلا اگر تعدادى از كلاغ‌ها را كوركورانه ، انتخاب نموديم و ديديم كه همهء آنها سياه رنگ‌اند در اينجا نيز همان دو اقتران ، وجود خواهد داشت يكى اقتران موضوعى كه ميان شكل حيوانى كه ما از آن بكلاغ تعبير كرديم و ميان سياهى رنگ ، و ديگر اقتران ذاتى كه ميان مشاهده و انتخاب بى - نظر ما و سياه بودن رنگ آن كلاغها است كه ملاحظه كرده‌ايم و مىبينيم كه تكرار هيچ‌يك از ايندو اقتران ، محال نيست و امكان دارد كه به حكم تصادف و بدون اينكه رابطهء سببيّتى ميان شكل كلاغ و سياهى باشد اين دو اقتران ، تكرار گردد . امّا اقران موضوعى ميان شكل كلاغ و سياهى ، ما ميتوانيم در پاره‌اى از حالات صورتهاى مكررى از نظيرش پيدا كنيم و هيچ رابطهء سببيّتى ميان شكل و سياهى نباشد مثلا همه‌كس ميتواند تعدادى از مرغهاى خانگى را كه سياه باشند اختيار نموده و آنها را از براى اقتران ميان شكل و رنگ و درعين‌حال ، بدون رابطهء سببيّت ، نمونه قرار دهد . و اما اقتران ذاتى كه ميان برداشت بىنظرانهء ما و سياهى كلاغ است براى آن هم جهتى به نظر نميرسد كه موجب گردد تكرار شدن آن محال باشد زيرا اگر ما فرض كنيم كه اقتران ذاتى ما ، ده بار مثلا قابل تكرار نيست . به حكم اينكه ميان اقترانات ذاتى پىدرپى تضادّ هست و نميشود ده بار پىدرپى
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 54 | السيد محمد باقر الصدر / سيد احمد فهرى زنجانى