تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
كه علم اجمالى بطور كلّى ، گاهى منشأش تمانع است و گاهى اشتباه ، حال ميتوانيم در خصوص علم اجمالى ارسطو هردو قسم از علم اجمالى را فرض كنيم : ممكن است بگوئيم اينكه ما علم داريم كه حدّاقلّ در يك تجربه ( از تجربه‌هاى ده‌گانه ) دو پديده با هم همزمان نخواهد شد علم اجمالى براساس تمانع است به اين معنى كه منطق ارسطو ادّعا مىكند كه در ده بار تجربه ميان تصادفات نسبى يك تمانع درك مىكند و از اينجهت علم دارد كه از اين ده بار تجربه اقلّا در يك‌بار تجربه تصادف نسبى نخواهد شد . و ممكن است بگوئيم كه علم ما بهمزمان نشدن دو پديده در خلال ده تجربه علم اجمالى براساس اشتباه است به اين بيان كه منطق ارسطو ادعا كند كه اين علم نتيجهء يك نفى محدّد و نبود تفصيلى است كه در واقع مشخّص است ولى در علم ما غير مشخّص ، از قبيل علم به نبود يكى از كتابهاى تاريخ در مثال كتابخانه‌اى كه گذشت بدينمعنى كه يك تصادف نسبى معيّن در واقع ، ( مانند تصادف همزمانى ميان دو پديده در تجربهء سوم مثلا ) وجود نخواهد يافت بواسطهء اينكه شرايط وجودى آن ، تكميل نشده ولى ما نميتوانيم آن واقع را مشخّص كنيم ( يعنى ما نميتوانيم تشخيص بدهيم تصادفى را كه شرايط وجودى تصادف تكميل نشده مثلا سوّمين تجربه است ) و چون اين تشخيص را نميدهيم علم اجمالى پيدا مىشود كه حدّاقلّ يك تصادف واقع نخواهد شد چون در واقع يك تصادف معيّن : ( سومى ) وجود ندارد . و هم‌اكنون نظر خود را دربارهء اصل ارسطو ضمن بياناتى توضيح خواهيم داد و روشن خواهيم نمود كه قانون ارسطو نه يك قانون عقلى قبلى است و نه اساس منطقى استدلالات استقرائيه است چنانچه منطق ارسطو گمان كرده است . و اعتراضاتى كه هم‌اكنون بقانون ارسطو خواهيم نمود در مدلول و نتيجه ، با هم اختلاف دارند در پاره‌اى از اعتراضات به صورت برهان ، ثابت خواهيم كرد كه علم اجمالى بهر دو قسم ، وجود ندارد ( نه علم اجمالى براساس تضادّ و تمانع ، و نه علم اجمالى براساس اشتباه ) و در پاره‌اى از اعتراضات با برهان اثبات خواهيم كرد كه علم اجمالى براساس اوّل ، وجود ندارد و هيچ نحو تضادّ و تمانعى در ميان تصادفات