تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
گاهى ميدانيم كه كتاب تاريخ ، طبرى در كتابخانهء ما بود ولى مفقود شده است اين علم ، محدّد است و گاهى ما بطور معيّن و مشخّص نميدانيم كه كتاب تاريخ طبرى مفقود شده ولى همينقدر ميدانيم كه يكى از كتابهاى تاريخ از كتابخانهء ما مفقود شده اين علم ، غير محدّد است زيرا از اين علم نميتوان بطور معيّن و محدّد ، كتاب مفقود را تعيين كرد كه آيا تاريخ طبرى است و يا تاريخ كامل ابن اثير ؟ ، علمى را كه بطور غير محدّد چيزى را نفى مىكند و يا هرچيز غير مشخّص را اثبات مىكند ( علم اجمالى ) گوئيم و علمى را كه بطور مشخّص و محدّد چيزى را نفى و يا اثبات مىكند ( علم تفصيلى ) ميناميم . بنابراين ميتوان گفت كه قانون ارسطو يك علم اجمالى است كه مدلوش نفى است نه اثبات .

علم اجمالى چگونه پيدا مىشود

ما به آسانى ميتوانيم پيدايش علم بنفى محدّد ( علم تفصيلى ) را تفسير كنيم : شما وقتى ميگوئيد اين صفحهء كاغذ ، سياه نيست يا تاريخ طبرى در كتابخانهء من نيست ممكن است سند گفتار شما اين باشد كه صفحه را به چشم ديده‌ايد و ادراك كرده‌ايد كه سياه نيست و يا بكتابخانه‌تان نگاه كرده و ديده‌ايد تاريخ طبرى در جزو كتابهاى شما نيست . و اما پيدايش علم بنفى غير محدّد ( علم اجمالى ) هنگامى است كه دربارهء صفحهء كاغذى سخن ميگوئيد و رنگ آن را بطور مشخص و معين نميدانيد و همينقدر ميدانيد كه هرچه باشد هم سياه و هم سفيد در يكزمان نيست اينجاست كه ميگوئيد لااقل يكى از دو رنگ : سياهى و يا سفيدى در صفحهء كاغذ نيست و با اينكه صفحهء كاغذ را نديده و رنگ آن را احساس نكرده‌ايد با نظرى قطعى ميگوئيد يكى از دو رنگ در كاغذ نيست چه اگر كاغذ را ديده بوديد رنگ آن را نيز يقين ميكرديد پس اين نظر قطعى دربارهء نفى غير محدّد پيش از ديدن كاغذ نتيجهء علمى است كه پيش
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 48 | السيد محمد باقر الصدر / سيد احمد فهرى زنجانى